إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١ - مقام دوم
جواب: خير! زيرا اتصال زمان شك به يقين، احراز نشده درحالىكه بايد محرز باشد تا بتوان استصحاب جارى نمود.
بيان ذلك: شما دو حادثى [١] را كه استصحاب عدم مىخواهيد در آن جارى نمائيد [٢]، نسبت به اجزاء زمان ملاحظه نموده و مىگوئيد حادثين در مجموع آن دو ساعت، «قبل از لحظات آخر» مشكوك التحقق- و «عدم التحقق»- هست لذا مانعى ندارد كه استصحاب عدم جارى نمائيم كه ما هم در بحث قبل- در مقام اول- گفتيم اگر حادثى را نسبت به اجزاء زمان ملاحظه نمائيم- طبق راهى كه شما هم پيموديد- مانعى براى جريان استصحاب وجود ندارد لكن اين مسئله، خارج از فرض ما هست زيرا بحث ما اين بود كه:
احد الحادثين را نسبت به حادث ديگر مقايسه كنيم نه نسبت به اجزاء زمان، يعنى: ملاقات را با كريت ملاحظه نمائيم- نه نسبت به ساعت دوم و سوم- آرى اگر ملاقات را نسبت به ساعت دوم مقايسه نمائيد، استصحاب عدم، جارى مىشود، نسبت به ساعت سوم- قبل از لحظات آخر- لحاظ نمائيد، استصحاب عدم ملاقات جارى مىشود [٣] لكن در بحث فعلى، عنايتى به اجزاء زمان نداريم بلكه ملاقات را با كريت مقايسه مىكنيم تا ببينيم زمان شك به يقين، متصل هست يا نه اما شما كه ملاقات را نسبت به كريت ملاحظه مىكنيد، يقين داريد در ساعت اول- كه حالت سابقه شما هست- نه ملاقاتى تحقق داشته و نه كريتى اما ساعت دوم، ساعت يقين به حدوث احد الحادثين است و ساعت سوم، ساعت يقين به حدوث حادث ديگر است و شما كه مثلا عدم كريت را تا زمان ملاقات استصحاب مىكنيد آيا احتمال نمىدهيد كه كريت، همان حادث در ساعت دوم باشد كه حدوثش براى شما متيقن است.
[١]يعنى «كريت» و «ملاقات».
[٢]و مىگوئيد زمان شك و يقين آن، متصل است.
[٣]و همچنين در مورد كريت.