إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠ - مقام دوم
از آن لحظات آخر كه يقين به حدوث «كلا الحادثين» براى ما تحقق دارد- قبل از آن لحظات- مجموع ساعت دوم و سوم، زمان شك نسبت به حدوث كريت و همچنين زمان شك نسبت به حدوث ملاقات هست لذا چه مانعى دارد كه استصحاب عدم تحقق كريت تا آن لحظات آخر و استصحاب عدم تحقق ملاقات تا آن لحظات آخر را جارى نمائيم و زمان شك ما هم به زمان يقين، متصل است زيرا آن ساعتين به ساعت اول، متصل مىباشد و بين ساعت اول و ساعتين، هيچگونه انفصالى تحقق پيدا نكرده لذا مانعى ندارد كه هم استصحاب عدم تحقق كريت، جارى شود و هم استصحاب عدم تحقق ملاقات جريان پيدا كند.
تذكر: شرط جريان استصحابين، اين است كه هر دو داراى اثر باشند پس اگر هر دو، موضوع اثر شرعى بودند، جريان پيدا مىكنند و به سبب تعارض، تساقط مىكنند- و منشأ اينكه مىگوئيم: استصحاب در «مجهولى التاريخ» مفيد نيست، مسأله تساقط مىباشد- اما اگر احدهما داراى اثر باشد و ديگرى فاقد اثر، همانكه ذى الاثر هست، و حالت سابقه هم دارد، اتصال زمان شك به يقين هم در آن، محرز است، چرا جريان پيدا نكند- معارضهاى مطرح نيست زيرا ديگرى اثرى ندارد و در جريان استصحاب بايد ترتب اثر، منظور باشد.
خلاصه: بعضى گفتهاند در محل بحث از نظر اتصال زمان شك به يقين، هيچ مانعى وجود ندارد و مجموع ساعت دوم و سوم، زمان شك در تحقق حادثين است، استصحاب عدم تحقق تا آن لحظات آخر كه يقين به حدوث «كلا الحادثين» مطرح است، جريان پيدا مىكند و در نتيجه يا به علت معارضه، تساقط مىكنند و يا خصوص همان استصحابى كه داراى اثر هست، جارى مىشود.
سؤال: آيا بيان مذكور در باب مجهولى التاريخ- كه شيخ اعظم قدّس سرّه هم به همان نحو بيان كردند- صحيح است يا نه؟