إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٩٤ - ب مرفوعه زرارة
به عبارت ديگر: نفرمودند اگر مرجح هست، مخير نيستيد و بايد به راجح عمل كنيد و اگر مزيت نداشته باشند، مخير هستيد.
ضمنا مىدانيد كه ترك استفصال، دليل بر عموم است يعنى: ترك استفصال، دليل بر اين است كه اطلاقات تخيير، عموميت دارد- خواه مرجحى هم باشد يا نباشد.
نتيجه: تقييد اطلاقات اخبار تخيير- به وسيله مقبوله، مرفوعه و امثال آن- و حمل اطلاقات مذكور بر اجمال و اهمال «جدا» بعيد است.
قوله: «... مع ندرة كونهما متساويين جدا ...».
ب: مقدمه: بسيار نادر است كه در دو روايت متعارض، هيچ مرجحى نباشد بلكه غالبا دو روايت كه با يكديگر تعارض مىكنند از جهت يا جهاتى يكى بر ديگرى رجحان دارد مثلا راوى احدهما اعدل، افقه يا اورع است البته اگر از جهات مذكور مساوى هم باشند از جهات ديگر- مانند شهرت، مخالفت با عامه- احدهما بر ديگرى مزيت دارد.
نتيجه: تقييد اطلاقات [١] تخيير و حمل آنها بر صورت تساوى خبرين- از جهت تمام مزايا و مرجحات [٢] جدا بعيد است.
سؤال: وجه بعد چيست؟
جواب: علتش حمل مطلق بر فرد نادر است.
قوله: «و يشهد به [٣] الاختلاف الكثير بين ما دل على الترجيح من
[١]مع ندرة صورة التساوى.
[٢]يعنى: بگوئيم در صورتى مخير هستيم كه مرجحى نباشد.
[٣]هذا لدى الحقيقة جواب آخر يجرى عن جميع اخبار الترجيح بتمامها قاطبة اى: و يشهد بالحمل على الاستحباب الاختلاف الكثير الموجود فى نفس اخبار الترجيح على ما تقدم و عرفت «من اقتصار المقبولة» بعد مرجحات الحكم على الشهرة ثم موافقة الكتاب و السنة و مخالفة العامة ثم مخالفة-