إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣١٠ - مرجحات خارجى معتبر
و أمّا ما إذا اعتضد بما كان دليلا مستقلا في نفسه، كالكتاب و السنة القطعية، فالمعارض المخالف لأحدهما إن كانت مخالفته بالمباينة الكلية، فهذه الصورة خارجة عن مورد الترجيح، لعدم حجية الخبر المخالف كذلك من أصله، و لو مع عدم المعارض، فإنه المتيقن من الأخبار الدالة على أنه زخرف أو باطل، أو أنّه: لم نقله، أو غير ذلك [١] (١)
نبود و هر دو از حجيت، ساقط بودند و طبق اخبار علاجيه در عمل به «احد الخبرين» مخير بوديد [٢] پس شما كه به وسيله موافقت احد الخبرين با قياس، آن را بر ديگرى ترجيح داديد و معينا به آن روايت عمل كرديد [٣]، فعل شما عين قياس در دين است.
(١)اينك بحث را درباره مرجحات خارجى معتبر- قسم سوم- ادامه مىدهيم يعنى: مرجحات خارجى معتبرى كه مؤيد مضمون احد الخبرين است مانند كتاب و سنت قطعيه.
سؤال: اگر احد الخبرين با كتاب يا سنت قطعيه، موافق باشد [٤]، يعنى: كتاب يا سنت، مضمون آن را تأييد كند، در اين صورت آيا آن خبر به خاطر موافقتش با كتاب يا سنت بر خبر معارضش راجح و مقدم است؟
براى بيان پاسخ مسئله، متذكر مىشويم كه مخالفت با كتاب يا سنت به سه نحو، متصور است:
١گاهى مخالفت يك خبر با كتاب يا سنت به نحو تباين كلى هست.
[١]مانند «اضربوه على الجدار».
[٢]زيرا در فرض مسئله، آن دو خبر از تمام جهات، متكافى هستند- البته صرفنظر از اينكه احدهما با قياس، موافق است.
[٣]يعنى: آن حجت تعيينى به واسطه ظن قياسى براى شما مشخص و معين شد و اين فرد اقواى استعمال قياس در دين و ادله احكام است.
[٤]و خبر ديگر، مخالف باشد.