إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٦٢ - اصالت السند
خلاصه: بناء عقلا بر اين است كه كلام متكلم براى بيان واقع، صادر شده نه تقيه يا دواعى ديگر.
سؤال: آيا عقلا در هر كلامى چنان بنائى دارند و بنا بر اصالت الجهت مىگذارند؟
خير! در كلامى كه معلوم الكذب نباشد چنان بنائى دارند.
نتيجه: قدر متيقن از ادلهاى كه بر حجيت ظهور و حجيت صدور امارات، اقامه شده در صورتى است كه آن اماره، معلوم الكذب نباشد- و لو اجمالا- و علم برخلاف آن نداشته باشيم.
٣- اصالت السند:
براى تمسك به يك روايت بايد به صدور آنهم متعبد شد و گفت فلان روايت از معصوم عليه السّلام صادر شده تا بتوان طبق آن عمل نمود.
سؤال: آيا مىتوان گفت روايت معلوم الكذب [١] از معصوم عليه السّلام صادر شده؟
جواب: اگر دليل اعتبار سند، بناء عقلا باشد، باز هم مىگوئيم قدر متيقن از آن در صورتى است كه علم اجمالى برخلاف نداشته باشيم.
چنانچه دليل اعتبار سند، اخبار [٢] و آيات [٣] هم باشد، ظهورشان در صورتى است كه علم به خلاف نداشته باشيم بلكه مىتوان گفت كه اخبار و آيات، ظهور در حجيت دارند «اذا حصل الظن منه او الاطمينان».
جمعبندى: بنا بر موضوعيت و سببيت هم مقتضاى ادله اعتبار سند، ظهور و جهت صدور امارات، اين است كه مصلحت و مقتضى در صورتى است كه علم برخلاف نباشد و در صورت تعارض، مقتضى حجيت در احدهما نيست لذا هر دو روايت از حجيت، ساقط مىشود پس بنا بر سببيت هم مانند طريقيت، اصل اولى در متعارضين، تساقط است.
[١]و لو اجمالا.
[٢]يعنى: اخبار ارجاعيه و نيز ر. ك: ايضاح الكفاية ٤/ ٣٣٧.
[٣]مانند آيه نبأ.