إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٨ - مقام اول
شرعى، متأخر بودن آن حادث از اوّل صبح هست- نه حادث نشدنش در اول صبح كه يك امر عدمى هست.
جريان استصحاب در فرض مذكور و اثبات امر وجودى به وسيله استصحاب عدم تحقق در اول صبح از قبيل اصول «مثبت» هست به عبارت ديگر: شما درصدد هستيد به وسيله استصحاب عدم تحقق در اول صبح، لازم عقلى آن را ثابت كنيد كه لازم عقليش متأخر بودن حدوث آن حادث از اول صبح است- فرض ما هم اين بود كه: اثر شرعى بر عنوان تأخر، مترتب شده- لذا مىگوئيم: اصل مذكور، مثبت و فاقد حجيّت است.
تذكر: در تنبيه هشتم استصحاب بيان كرديم كه اصل مثبت، حجت نيست مگر در دو مورد:
١در موردى كه واسطه، «خفى» هست [١].
٢- در موردى كه واسطه، جلى باشد [٢].
[١]مثلا- در مورد وضو يا غسل- اگر انسان ترديد نمايد، آيا مانعى در بدن هست كه مانع رسيدن آب به بشره شود يا نه- مخصوصا در مواردى كه مانع از ديد چشم، خارج است- در اين صورت، استصحاب عدم مانع جارى مىشود.
در فرض مذكور اگر بخواهيم مسئله را با تجزيه و تحيل عقلى بررسى نمائيم، استصحاب عدم حاجب فائدهاى ندارد زير عدم الحاجب كه موضوع حكم شرعى نيست بلكه موضوع حكم شرعى، رساندن آب به تمام بشره- ايصال الماء الى جميع المواضع- هست. آرى لازمه عقلى عدم الحاجب، وصول الماء الى تمام المواضع هست لكن اين لازم عقلى به قدرى مخفى و خارج از ديد عرف است كه او مىگويد وقتى در بدن، حاجب و مانعى نباشد، اثر شرعى- كه عبارت از آن تكليف الهى و تحقق مأمور به باشد- مترتب مىشود و توجهى نمىكند كه: لازمه عقلى عدم الحاجب، وصول الماء الى جميع البشرة است و اثر بر وصول الماء الى جميع البشرة بار شده نه بر عدم الحاجب. و نيز ر. ك: ايضاح الكفاية ٥/ ٤٤٧.
[٢]معناى جلى بودن واسطه، اين است كه: آنقدر، بين واسطه و ذى الواسطه، اتصال و ارتباط-