إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦٧ - تنبيه چهاردهم مقصود از«شك» در باب استصحاب چيست؟
بالشك) أن الحكم في المغيّا مطلقا هو عدم نقض اليقين بالشك، كما لا يخفى(١).
جمله «لكن تنقضه بيقين آخر» قرينه بر اين است كه مقصود از «شك» در جمله اول، همان «عدم اليقين [١]» مىباشد.
(١)ب: شاهد ديگر در صحيحه اول زراره وارد شده كه مفصلا در جلد پنجم ايضاح الكفاية- صفحه ٢٣٦- دربارهاش بحث كرديم و اينك اجمالا به توضيح آن مىپردازيم:
«قال قلت له: الرجل ينام و هو على وضوء أ يوجب الخفقة و الخفقتان عليه الوضوء ...».
زراره: به امام عليه السّلام عرض كردم مردى درحالىكه وضو دارد، مىخوابد آيا يك چرت و دو چرت، باعث بطلان وضو مىشود [٢]؟ كأنّ زراره از امام عليه السّلام سؤال مىكند: آيا نام آن عمل- خفقة و خفقتان- هم «نوم» است؟
امام عليه السّلام: يا زرارة قد ينام العين و لا ينام القلب و الاذن و اذا نامت العين و الاذن فقد وجوب الوضوء، قلت فان حرّك فى جنبه شىء و هو لا يعلم ....
زراره: اگر نوم به اين مقدار، محقق شده كه اگر در كنار آن نائم، چيزى حركت داده شود، مثلا كسى راه برود يا حركت كند آن شخص نائم متوجه نمىشود و آن را حس نمىكند، آيا اين امر، اماره بر تحقق نوم و ناقض وضو هست يا نه؟
امام عليه السّلام: قال لا، حتى يستيقن انه قد نام حتى يجيء من ذلك امر بيّن.
[١]ممكن است كسى بگويد: حكم «وهم» به طريق اولى براى ما مشخص است لكن بايد حكم «مظنه» را مشخص نمود كه ما گفتيم: جمله دوم، قرينه بر اين است كه مراد از شك در جمله اول، همان عدم اليقين است.
[٢]اينكه زراره مىگويد «الرجل ينام»، يعنى واقعا آن مرد به خواب فرومىبرد؟
خير! بلكه به قرينه «الخفقة و الخفقتان» مىگوئيم: مراد، اين است كه او مشرف به خواب مىشود و مقدمه خوابش فراهم مىگردد.