إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢ - مقام دوم
ب [١]: در «ما نحن فيه» جريان استصحاب، نسبت به حادث مجهول التاريخ، مانعى ندارد.
مثال: فرض كنيد اول صبح، نه ملاقاتى بوده و نه كريتى، لكن اول ظهر، ملاقات، تحقق پيدا كرد يعنى، يقين داريم زمان ملاقات، اول ظهر است بعد هم مىدانيم كه كريتى بوده لكن مشخص نيست، قبل از ظهر بوده يا بعد از ظهر.
در فرض مذكور اگر بخواهيم استصحاب عدم كريت را تا زمان ملاقات- يعنى: ظهر- جارى نمائيم، اشكال ندارد.
به عبارت واضحتر: در محل بحث، طرف معلوم التاريخ در حقيقت، حكم اجزاء زمان را پيدا مىكند زيرا تاريخش مشخص است و لذا مانعى ندارد كه استصحاب عدم كريت را در زمان ملاقات جارى نمود و نمىتوان گفت اتصال زمان شك به يقين، احراز نشده چون اول صبح يقين داريم كريت نبوده، اول ظهر قطعا ملاقات، حادث شده، شك داريم در فاصله بين صبح و ظهر آيا كريت تحقق پيدا كرده تا نتيجتا در زمان ملاقات، كريت هست يا نه، عدم كريت را تا ظهر- كه زمان ملاقات هست- استصحاب مىنمائيم.
تذكر: همانطور كه اخيرا اشاره كرديم، نكته مسئله، اين است كه: چون «ملاقات»، حادث معلوم التاريخ است كأنّ حكم زمان برآن جارى مىشود يعنى: هنگامى كه مىخواهيد عدم كريت در زمان ملاقات را استصحاب نمائيد، مثل اين است كه مىخواهيد عدم كريت را نسبت به اجزاء زمان جارى كنيد و استصحاب عدم كريت، نسبت به اجزاء زمان، مانعى ندارد- كه در اينباره، ابتداى تنبيه يازدهم مشروحا بحث كرديم.
[١]تذكر: حكم فروضى را كه تاكنون بيان كرديم با حادثين مجهولى التاريخ، مشترك بود اينك به بيان فرض ديگرى مىپردازيم كه حكمش با آنچه در مجهولى التاريخ گفتيم، مختلف است.