إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٠ - مرجحات خارجى معتبر
ب: گاهى مؤيد مضمون احد الخبرين نيست مانند اصل عملى [١]. مثلا استصحاب، معتبر و حجت است اما نظارتى به مضمون خبر ندارد چون اصل عملى و استصحاب در مقام شك، جارى مىشود و روايت، ناظر به واقع است لذا اصل عملى نمىتواند مرجح خبر، واقع شود [٢]- بلكه مرجع ما در هنگام شك است به تفصيلى كه در محلش بيان شده.
جمعبندى: مرجحات خارجيه چهار قسم شد:
١مرجح خارجى غير معتبر كه دليل خاص بر اعتبارش نداريم.
٢مرجح خارجى غير معتبر كه دليل خاص بر عدم اعتبارش داريم.
٣مرجح خارجى معتبر كه مؤيد مضمون احد الخبرين است.
٤مرجح خارجى معتبر كه مؤيد مضمون احد الخبرين نيست. اينك به توضيح كلام مصنف مىپردازيم.
تذكر: بحث ما فعلا درباره مرجح خارجى قسم اول است يعنى: مرجحى كه دليل بر اعتبارش نداريم [٣] مانند شهرت فتوائى و اجماع منقول.
اگر مضمون «احد الخبرين» با شهرت فتوائى، موافق باشد كه آن موافقت، موجب شود، انسان، و لو ظن نوعى به مضمون [٤] آن خبر پيدا كند در اين صورت، آن مرجح «فى الجملة» [٥] از مرجحات است يعنى: به وسيله آن مرجح، خبرى را كه موافق با شهرت
[١]بناء على عدم اعتباره من باب الظن و الا كان معاضدا له.
[٢]اصل عملى در عرض دليل اجتهادى و خبر عادل نيست كه بتواند مضمون آن را تأييد نمايد.
[٣]يعنى: عدم اعتبارش به خاطر اين است كه دليل خاص بر عدم اعتبارش نداريم طبق اصل و قاعده اولى، معتبر نيست.
[٤]يعنى: ظن پيدا كند كه مضمونش مطابق واقع است.
[٥]و الظاهر ان المقصود من قوله فى الجملة هو اخراج مثل القياس المنهى عنه كما سيأتى فليس موافقة الخبر لكل ما يوجب الظن بمضمونه و لو نوعا هى من المرجحات حتى موافقته لمثل القياس. ر.
ك: عناية الاصول ٦/ ١٤٥.
إيضاح الكفاية ؛ ج٦ ؛ ص٣٠١