إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣ - مقام دوم
نمىدانيم نقض يقين به شك هست؟
جواب: اگر حادث در زمان دوم، كريت باشد كه متيقنا حادث شده، شما نقض يقين به شك ننموديد بلكه يقين را با يقين، نقض نموديد اما اگر حادث در زمان دوم، كريت نباشد در اين صورت، شما نقض يقين به شك نمودهايد پس يك طرف مسئله «نقض اليقين بالشك» هست و طرف ديگرش نقض يقين به شك نيست و حال آنكه در هر موردى، استصحاب بخواهد، جارى شود، بايد صددرصد «نقض اليقين بالشك» باشد، بايد موضوع دليل، محرز باشد لذا به نظر مصنف در محل بحث، استصحاب جريان پيدا نمىكند و علّت عدم جريانش اين است كه اتصال زمان شك به يقين «محرز» نيست درحالىكه در تمام موارد جريان استصحاب بايد محرز باشد.
تذكر: تفاوتى هم نمىكند كه اثر شرعى بر هر دو عدم، مترتب شده باشد يا بر احدهما، چون مسأله تعارض، مطرح نيست [١] بلكه مبناى مسئله دچار اختلال و نقص هست زيرا شرط جريان استصحاب- اتصال زمان شك به يقين- محرز نشده و به خاطر عدم احراز نمىتوان استصحاب جارى نمود.
استاد معظم: نكته مهم، اين است كه مصنف بيان كردند: شما حادثين را نسبت به اجزاء زمان مقايسه نكنيد بلكه آن دو را با يكديگر لحاظ نمائيد و الا اگر حادثين را نسبت به اجزاء زمان مقايسه كنيد، استصحاب عدم هر دو حادث تا لحظات آخرى كه يقين به حدوث هر دو پيدا مىكنيد، جارى مىشود.
[١]چنانكه در كلام شيخ اعظم، مشاهده مىشود- لازم به تذكر است كه طبق مبناى شيخ اعظم (قده) بايد بين جائى كه هر دو عدم، داراى اثر هست يا يك عدم، قائل به تفصيل شد و گفت در صورت اول، تعارض، مطرح است و در صورت دوم- كه احدهما داراى اثر هست- استصحاب، جارى مىشود.