إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٥٦ - فصل در انقلاب نسبت
و آن: عالم عادل نحوى مىباشد يعنى: اكرم العلماء العدول مىگويد بايد او اكرام شود اما لا تكرم النحويين مىگويد نبايد او اكرام شود.
همانطور كه مشاهد نموديد، قبل از تخصيص [١]، نسبت، عموم و خصوص مطلق بود لكن بعد از تخصيص، نسبت، به عموم و خصوص من وجه، منقلب شد- نتيجتا بايد همين نسبت را رعايت نمود- و بديهى است كه «ظاهر» و «اظهر» هم نداريم بلكه عامين من وجه از نظر ظهور، مساوى هستند و بايد ديد كداميك راجح است، همان را مقدم داشت و چنانچه راجح در ميان نباشد در عمل به عام يا خاص ديگر مخير هستيد.
تذكر: بعض الاعلام فرمودهاند: مگر اينكه بعد از تخصيص، نسبت، منقلب نشود [٢] كه در اين صورت «خاص» اظهر و عام، ظاهر است و به وسيله خاص، عام را تخصيص مىزنيم.
مثال: فرض كنيد يك عام و دو خاص به اين صورت داريم: الف: اكرم العلماء.
ب: لا تكرم النحويين. ج: لا تكرم الاصوليين.
سه دليل مذكور، با يكديگر متعارضند كه نسبت بين آن عام و هريك از دو خاص، قبل از تخصيص، عموم و خصوص مطلق است و چنانچه عام مذكور را با يكى از خاصين، تخصيص بزنيم باز هم نسبت، همان عموم و خصوص مطلق است يعنى: نسبت، منقلب نمىشود كه در فرض مذكور، هم با خاص «ب» مىتوان عام را تخصيص زد و هم با خاص «ج»هر دو خاص، نسبت به عام «اظهر» هستند.
آنچه را بيان كرديم كأنّ اجمال و خلاصهاى از فرمايش بعض الاعلام بود لكن مصنف، آن را رد نمودهاند كه اينك به توضيح آن مىپردازيم.
[١]به وسيله خاص «ب».
[٢]يعنى: نسبتى كه قبل از تخصيص، بين عام و اين خاص بود، به قوت خود باقى باشد.