إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٥ - فصل تعدى يا عدم تعدى از مرجحات منصوصه
- و معارض- آن هست نتيجتا وقتى ظن به كذب خبر ديگر، حاصل شد آن خبر به طور كلى از حجيت ساقط مىشود [١] پس شما با يك مزيت، خبرى را به خبر ديگر ترجيح نداديد بلكه به آن طريق، يك حجت را از «لا حجت» تميز داديد.
دفع توهم: الف: فرض كنيد، پذيرفتيم كه به سبب ظن به صدق «احد الخبرين» ظن به كذب خبر ديگر حاصل مىشود لكن سؤال ما اين است كه: آيا با ظن به كذب، آن خبر از حجيت، ساقط مىشود و آيا در حجيت خبر، معتبر است كه ظن به خلاف نداشته باشيم؟
در بحث ظن خوانديم كه هرچه از باب ظن نوعى، معتبر است [٢] ظنّ برخلاف، در حجيت آن، قادح نيست.
براى تقريب به ذهن، مطلبى را از جلد چهارم ايضاح الكفاية- ص ٢٠٥- برايتان نقل مىكنيم كه:
[حجيت ظواهر، مقيد به عدم حصول ظن برخلاف نمىباشد: در حجيت ظواهر الفاظ فرقى نمىكند كه ظن به خلاف مراد، حاصل بشود يا نشود حتى ظواهر در مورد كسانى كه ظن به خلاف مراد متكلم دارند، حجيت دارد مثلا اگر مولا فرمود «اكرم العلماء» و مخاطب از اين عبارت، ظن پيدا كرد كه مقصود او از «العلماء» تمام دانشمندان نيست بلكه منظورش علماء عدول است باز هم عموم اكرم العلماء در رابطه با مخاطب حجيت دارد و ظهورش حجت است] زيرا حجيت ظواهر الفاظ از باب ظن نوعى هست و ظن برخلاف در حجيت آن، مضر نيست.
آرى ظن برخلاف، وقتى قادح است كه در اعتبار و حجيت يك دليل، قيد شده باشد مثلا گفته باشند: فلان شىء وقتى دليل است كه ظن به خلافش نداشته باشيد لكن در
[١]به خاطر ظن به كذب.
[٢]چيزى كه ملاك حجيت آن، ظن نوعى هست.