پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - شرح و تفسير جود و بخشش بىانتهاى او
خداوند است؛ ذاتى كه بىنهايت است حركتى در آن تصوّر نمىشود و به همين دليل تحت سيطره زمان واقع نخواهد شد و نيز به همين دليل حالات مختلف و حركت به سوى كمال يا نقصان در آن راه ندارد؛ او جسم نيست، تا مكان بخواهد؛ محدود نيست، تا جاى معيّنى داشته باشد و به همين دليل، جا به جايى براى او متصوّر نيست.
بار ديگر امام عليه السّلام به وصف جود و بخشش خداوند باز مىگردد و سخن از درياى بىكران جود و سخايش مىگويد تا حسّ شكرگزارى بندگان را برانگيزد و به ذات پاكش اميدوار سازد و به معرفت صفات جلال و جمالش رهنمون گردد. مىفرمايد:
«اگر آن چه از درون سينه معادن كوهها بيرون مىريزد يا از دهان صدفهاى دريا خارج مىشود، از نقره خالص و طلاى ناب و دانههاى درّ و شاخههاى مرجان (و در يك كلمه تمام ذخاير جهان) را ببخشد، در جود و سخايش كمترين اثرى نمىگذارد و از وسعت نعمتهايش نمىكاهد و آنقدر نزد او از ذخاير نعمتهاست كه تقاضاهاى مردم آن را از ميان نمىبرد؛ چرا كه او سخاوتمندى است كه پاسخگويى به درخواست سائلان چيزى از او كم نمىكند؛ و اصرار اصراركنندگان او را به بخل وا نمىدارد». (و لو وهب ما تنفّست عنه معادن الجبال، و ضحكت عنه أصداف البحار، من فلزّ اللّجين [١] و العقيان، [٢] و نثارة [٣] الدّرّ، و حصيد المرجان، ما أثّر ذلك في جوده، و لا أنفد سعة ما عنده، و لكان عنده من ذخائر الأنعام، ما لا تنفده مطالب الأنام، لأنّه الجواد الّذي لا يغيضه [٤] سؤال السّائلين، و لا يبخله إلحاح الملحّين).
[١] «لجين» (بر وزن حسين) به معناى نقره است.
[٢] «عقيان» به معناى طلاى خالص است.
[٣] «نثاره» از مادّه «نثر» (بر وزن نصر) به معناى پراكندن است و از آنجا كه دهانه صدفها در درياها شكافته مىگردد و دانههاى درّ به هر سو پراكنده مىشود، اين تعبير به كار رفته است.
[٤] «يغيض» از ماده «غيض» (بر وزن فيض) به معناى نقصان يافتن و فرو رفتن آب در زمين است و در جمله بالا اشاره به اين است كه چشمه جوشان فيض پروردگار، با بخششها هرگز نقصان نمىيابد.