پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٤ - شرح و تفسير ترسيم گويايى از سراى ديگر
افتضحوا بأكلها، و اصطلحوا على حبّها).
بديهى است منظور امام عليه السّلام از «ارسال دعوت كننده» فرستادن پيامبران الهى- مخصوصا- پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله است و منظور از عدم اجابت دعوت، همه انسانها نيست؛ بلكه اكثريّت طالبان دنيا و پيروان هوا و هوس و تاركان آخرت است.
به همين دليل، آنها را به حيوانات درندهاى تشبيه مىكند كه بر سر جيفهاى ريختهاند و خود را به خاطر آن رسوا مىسازند؛ چرا كه بوى جيفه از دهان و دست آنها استشمام مىشود و آثار جيفه و مردار گنديده دنيا، در تمام وجودشان ظاهر مىگردد.
اينكه امام عليه السّلام مىفرمايد: در دوستى جيفه دنيا با هم توافق كردهاند، به اين معنا نيست كه دنيا پرستان با هم جنگ ندارند؛ بلكه دائما مانند حيواناتى كه اطراف يك مردار را مىگيرند، به يكديگر حمله مىكنند و هر كدام پارههاى جيفه را از دهان ديگران بيرون مىكشند؛ بلكه منظور اين است كه همگى در محبّت و علاقه به آن متّفق هستند! تشبيه دنيا به جيفه و مردار، تشبيهى است كه در روايات ديگر نيز وارد شده و اين تشبيه به خاطر تعفّنى است كه در باطن دنياى آلوده به انواع ظلمها و گناهان وجود دارد و يا به خاطر اين كه دنيا پرستان براى ربودن آن از يكديگر، به جنگ و ستيز بر مىخيزند.
سپس امام عليه السّلام نتيجه اين محبّت و علاقه شديد به دنيا را به صورت يك قاعده كلّى و عام بيان مىفرمايد و مىگويد: «هر كس به چيزى عشق ورزد، چشم او را ناتوان، و قلب و فكر او را بيمار مىسازد؛ در نتيجه با چشمى معيوب (به همه چيز) مىنگرد و با گوشى ناشنوا مىشنود». (و من عشق [١] شيئا أعشى [٢] بصره، و أمرض
[١] «عشق» از مادّه «عشق» (بر وزن فكر) به معناى علاقه شديد به چيزى است و «عشقه» (بر وزن ثمره) به معناى درختى است كه سبز و با طراوت مىشود، سپس چيزى نمىگذرد كه باريك و زرد مىگردد.
بعضى گفتهاند: عشق در اصل از همين مادّه گرفته شده است؛ زيرا عاشق را لاغر و پژمرده مىكند.
[٢] «أعشى» از مادّه «عشو» (بر وزن خشم) به معناى ضعف چشم و ناتوانى آن است و گاه به معناى شب كورى تفسير شده است.