پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٣ - شرح و تفسير افسوس كه قدر اين نعمت را نشناختيد
به اندازه پيمانهاى پدرانتان ارزش قائل نيستيد؟)». (و قد ترون عهود اللّه منقوضة فلا تغضبون! و أنتم لنقض ذمم آبائكم تأنفون! [١]).
اشاره به اينكه اگر يك سنّت قبيلگى و طايفهاى در ميان آنها شكسته مىشد، فريادشان بلند مىگشت؛ امّا بنى اميّه در مقابل چشم آنها، تمام سنن الهى را درهم شكستند، ولى آنها فرياد بر نكشيدند و اين ناسپاسى بسيار بزرگى در برابر آن همه نعمتهاى الهى بود.
سپس مىافزايد: «در گذشته، امور حكومت به دست شما بود و از ناحيه شما به ديگران مىرسيد و نتيجه (و داورى) نهايى به سوى شما باز مىگشت؛ ولى شما مقام خويش را به ستمگران واگذار كرديد و زمام امور خود را به دست آنها سپرديد و مأموريّتهاى الهى را به آنها داديد!» (و كانت أمور اللّه عليكم ترد، و عنكم تصدر، و إليكم ترجع، فمكّنتم الظّلمة من منزلتكم، و ألقيتم إليهم أرمّتكم، و أسلمتم أمور اللّه في أيديهم).
اين ناسپاسى بزرگ ديگرى بود كه بعد از آن همه، قوّت و قدرت- به گونهاى كه همه چيز در دست آنها بود، و جز به اداره آنها كارى انجام نمىشد- ميدان را براى ظالمان خالى كردند و آنها بر جاى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله تكيه زدند و زمام امور مسلمين را به دست گرفتند.
و همانگونه در ادامه اين سخن مىفرمايد: «آنها به شبهات عمل مىكنند و در شهوات غوطهورند!». (يعملون بالشّبهات، و يسيرون في الشّهوات).
آرى، در عصر حكومت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله، كارها به دست صالحان سپرده مىشد؛ و برنامههاى حكومت اسلامى در تمام زمينهها در مسير اسلام پيش مىرفت؛ ولى غفلت و سستى و ناسپاسى مردم سبب شد كه بازماندگان دوران جاهليّت و تفالههاى
[١] «تأنفون» از مادّه «أنف» (بر وزن شرف) به معناى ناخوش داشتن چيزى است.