پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٢ - شرح و تفسير افسوس كه قدر اين نعمت را نشناختيد
اضافه بر اين، امدادهاى غيبى و عنايات الهى نيز شامل حال آنها بود. «ابن ابى الحديد» داستان عبرت انگيزى نقل مىكند كه شاهد گوياى اين معناست.
مىگويد: «هنگامى كه لشكر اسلام از دجله به سوى كاخ سفيد مدائن عبور كرد، در زمانى بود كه دجله در حال «مدّ» و همچون درياى موّاجى بود. آنها سوار بر اسب (و اسبها شناكنان) در حالى كه نيزهها بر دست داشتند، نه زرهى در تن و نه كلاه خودى بر سر آنها، راه مىپيمودند.
لشكر ساسانيان بعد از يك تيراندازى شديد، عقبنشينى كردند و مسلمانان همچنان پيش مىآمدند و از تيرها نمىترسيدند؛ كشاورزى كه در آن نزديكى بود و بيلى در دست داشت، به يكى از لشكريان ساسانى كه از تيراندازان ماهر بود گفت:
«واى بر شما! شما با اين همه سلاح از برابر اين جمعيّت بىدفاع فرار مىكنيد! راستى شرم آور و خجلت آور است!» آن مرد لشكرى كه سوار بر مركب بود، گفت: بيل خود را در گوشهاى روى زمين نصب كن! او چنين كرد. سوار تيرانداز، آن را هدف قرار داد، به طورى كه تير بيل را شكافت و از سوى مقابل در آمد. سپس به آن مرد كشاورز گفت: «الآن نگاه كن!» در همين حال، بيست تير به سوى يكى از لشكريان اسلام پرتاب كرد، ولى يكى از آنها نه به او و نه به اسبش اصابت نكرد، در حالى كه فاصله زيادى نداشت. بعد به او گفت: ديدى؟ گويى اين جمعيت در پوششى از حمايت (الهى) قرار دارند!». [١] سپس امام عليه السّلام در قسمت دوم از بخش اخير اين خطبه، به ناسپاسى مردم در مقابل آن همه نعمت و قدرت اشاره كرده، مىفرمايد: «با اين همه مىبينيد، قوانين و پيمانهاى الهى شكسته شده امّا به خشم نمىآييد! در حالى كه اگر پيمانها و سنّتهاى پدرانتان نقض گردد، سخت ناراحت مىشويد! (آنها براى پيمانهاى الهى
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، جلد ٧، صفحه ١٧٧.