پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٥ - نكته چشم عبرت بين!
فراوان است؛ گوش شنوا پيدا كن! همه جا پر از آواز و اندرز است. كمبود در عبرتها و اندرزها نيست، كمبود در گوشهاى شنوا و چشمهاى بيناست.
كاخ كسرى، اندرزهاى مؤثّر خود را به همه مىدهد، تنها خاقانىها كه گوش شنوا دارند آن را مىشنوند.
ويرانههاى كاخ جمشيد در فارس، به همه گردشگران اندرز مىدهد، ولى آنها كه به هنگام تماشاى اين آثار گوش شنوا دارند، كمند! امّا مرد عالم و دانشمند و روحانى گرانقدرى همچون «شيخ على ابى وردى شيرازى» [١] پيام آن را با گوش جان مىشنود و از زبان فاختهاى (پرندهاى است با آواز حزنانگيز) كه در كنار اين كاخ ويران نشسته بود، گفتنىها را مىگويد و چنين مىسرايد:
|
در بارگه جمشيد دى فاختهاى خوش خوان |
با نغمه چنين مىگفت: اى طرفه كهن ايوان |
|
|
بر تخت در و ريزت، در پايه دهليزت |
كو جم كه دهد فرمان؟ كو درگه و كو دربان؟ |
|
|
جمشيد كه بر خورشيد بر سود كلاه زر |
آن تارك و آن افسر، با خاك شده يكسان |
|
|
جم عبرت مردم شد، افسر ز سرش گم شد |
سر خشت سر خم شد، هان اى سر باهش، هان! |
|
|
اين پند خموشان است، گر پند زبان خواهى |
رو آيه «أورثنا» از سوره قرآن خوان |