پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٤ - نكته چشم عبرت بين!
مردم غالبا از كنار حوادث آموزنده مىگذرند و مخصوصا تكرار آنها سبب بىاعتنايى است.
مسئله «فرا افكنى» عامل ديگرى براى عبرت نگرفتن از حوادث است. گويى ناكامىها، شكستها، زوال قدرتها، همه براى ديگران است و ما جاودانه، جوان و تندرست و پر قدرت، خواهيم ماند و دنيا به كام ما مىگردد! اگر واقعا ديده عبرت بين باشد، در و ديوار و زمين و زمان، با زبان بىزبانى به ما درس مىآموزند و هشدار مىدهند.
در حديث جالبى كه از امام موسى بن جعفر عليه السّلام نقل شده به اين نكته اشاره گرديده است. روزى «هارون الرشيد» نامهاى خدمت آن حضرت نوشت با اين مضمون كوتاه: «عظني و أوجز؛ مرا موعظه كن و اندرز ده، امّا مختصر كن!». (البتّه بسيار بعيد است كه اين گونه افراد در گفتهها و نوشتههايشان صادق باشند و خواهان پند و اندرز؛ زيرا معمولا اين مسائل نيز جزيى از برنامههاى سياسى آنهاست، تا به مردم نشان دهند، ما هم اهل موعظهايم و از فرزند پيامبر، اندرز و رهنمودى خواستيم).
امام عليه السّلام در پاسخ او اين جمله كوتاه و پر معنا را رقم زد: «ما من شيء تراه عينك إلّا و فيه موعظة؛ هر چه را مىبينى موعظه و پيامى دارد». [١] آرى! زمين و آسمان، برگهاى درختان و تمام جان داران، حوادث زندگى بشر، ناله بيماران، موى سپيد پيران، قامت خميده بزرگسالان، قبرستانهاى خاموش و كاخهاى ويران شده شاهان، به هر كدام بنگرى مجموعهاى از عبرتها و اندرزها را در دل خود نهفته است.
در واقع، امام عليه السّلام با كنايه به هارون مىگويد: ديده عبرت بين پيدا كن! عبرت
[١] سفينة البحار، ماده «وعظ».