پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٢ - ١- دنيا آن قدر هم فريبنده نيست
بسترها، يا بيمارستانها خفتهاند و آنها كه در اطاقهاى عمل تحت سختترين جرّاحىها قرار دارند.
آنها كه تمام زندگى خود را در حوادث ناگهانى، يا ورشكستگىهاى تجارى به كلّى از دست دادهاند، آنها كه يك روز، عزيزترين مردم بودند و الان ذليلترين آنها هستند؛ همه اينها، نشانههاى ناپايدارى و بىوفايى دنيا است.
آيا دنيايى كه اين همه صحنههاى دردناك در هر زمان و هر مكان آن ديده مىشود، فريبنده است؟
لذا امير مؤمنان على عليه السّلام در «كلمات قصار» به كسى كه از فريبندگى دنيا مىگفت فرمود: «اى كسى كه دنيا را مذمّت مىكنى و گمان مىكنى فريبنده است؛ كجاى دنيا فريبنده است؟ آيا قبرهاى پدرانت در دل خاك، يا خوابگاه مادرانت در زير زمين تو را فريب داده؟ فراموش كردهايد كه بارها در كنار بستر بيماران نشسته بوديد و شفاى آنها را طلب مىكرديد و از طبيبان براى آنها دارو طلب نمىنموديد؟ در آن لحظاتى كه نه دارو براى آنها اثرى داشت و نه گريه تو داراى فايده بود ... دنيا خود را با اين وضع براى تو مجسّم ساخته و با قربانگاههاى ديگران، قربانگاه تو را نشان داده است». [١] چه زيبا است كه دنيا در روايات اسلامى به مار خوش خط و خال تشبيه شده. [٢] چه كسى فريب مار خوش خط و خال را مىخورد، جز كودكان، به يقين انسانها از مار مىگريزند، چه خوش خط و خال باشد، يا نه و به گفته شاعر نكتهدان:
|
زندگى نقطه مرموزى نيست |
غير تبديل شب و روزى نيست |
|
|
تلخ و شورى كه به نام «عمر» است |
راستى آش دهن سوزى نيست! |