پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٠ - شرح و تفسير درهم كوبنده لذّات
ياد آوريد! (ألا فاذكروا هاذم اللّذّات، و منغّص [١] الشّهوات، و قاطع الأمنيات، عند المساورة [٢] للأعمال القبيحة).
در اين جا، امام عليه السّلام از مرگ به سه عنوان ياد كرده است: نخست «نابود كننده لذّتها؛» چرا كه بسيارى از مردم، يك عمر زحمت مىكشند تا وسايل زندگى و عيش و نوش و لذّت را از هر جهت فراهم سازند و درست اين در زمانى است كه نشانههاى مرگ به صورت انواع بيماريها ظاهر شده است. اضافه بر اين، بسيار ديده شده است كه مجالس عيش و نوش، در يك لحظه، با يك حادثه به مجلس عزا مبدّل گشته است و عجب اينكه هيچ تضمينى درباره هيچ كس درباره اين خطرها وجود ندارد.
ديگر: «گلوگير كننده شهوات و خواستها»؛ چرا كه مرگ- همان مرگى كه تاريخ و زمان معيّنى ندارد و به هيچ وجه قابل پيش بينى نيست- در آن لحظه كه انسان جرعه شهوات و كاميابىها را سر مىكشد، گلويش را مىفشارد و به همه چيز پايان مىدهد.
سوّم: «قطع كننده آرزوها»؛ چرا كه آروزهاى انسان به قدرى دامنهدار است كه هرگز پايان نمىپذيرد؛ بلكه گاه با گذشت عمر- همانند سايههايى كه نزديكى غروب آفتاب گستردهتر مىشود- دامنهدارتر مىگردد و تنها چيزى كه آروزها را قطع مىكند، مرگ است و مرگ! اين تعبيرات به قدر كوبنده و هشدار دهنده است كه هر انسانى را تحت تأثير قرار مىدهد و جالب اينكه مىفرمايد: «از مرگ زمانى ياد كنيد كه به اعمال قبيح
[١] «منغّص» از مادّه «نغص» (بر وزن نقص) به معناى ناگوار بودن است و نيز به معناى گلوگير شدن آب آمده است؛ سپس به زندگى ناگوار و ناراحت كننده و مانند آن اطلاق شده است.
[٢] «مساورة» از مادّه «سور» (بر وزن غور) به معناى پريدن بر چيزى و حمله كردن است. اين واژه در مورد كسى كه خشمگين مىشود نيز به كار مىرود و به كار رفتن آن در جمله بالا به خاطر آن است كه افراد هواپرست، هنگامى كه به سراغ كارهاى زشت مىروند، سر از پا نمىشناسند و همچون حيوان درندهاى كه بر شكار خود مىپرد، به آن حمله مىكنند.