مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٩٨
٤. ٦. آوردن نوعى حرف «به» در عوض «را» مفعولى: اين روش گونه اى همانند سازى است براى «ب» تعدّيه به تقليد از عربى و تحت تأثير صرف و نحو عربى: «... يعنى آن سورتها كه مشركان به آن تكذيب كردند (= آن را تكذيب كردند) كتاب من است و در آن شكّى نيست» (١/٩٨).
٧. قيد
١. ٧. استفاده از «چه» در معنى چگونه و چطور، به عنوان قيد پرسش: «گفت: برو كه تو منافق نه اى. گفت: چه دانى؟ گفت: منافق نترسد» (١/١٣٥). ٢. ٧. استفاده از پيشوند «ب » براى ساخت قيد (پيشوند + اسم = بغايت): «بغايت بترسيد» (١/٣٥). ٣. ٧. ساخت قيد حالت از صفت مفعولى: «رسول صلى الله عليه و آله بشنيد و ياد گرفت و برخاست و به خانه باز آمد، تب گرفته...» (١/٣٥)؛ نيز: «و ديدم كه زنان اهل حيره بيرون آمدندى، زنبيل بر سر گرفته» (١/٤٣)؛ نيز: «چون باز آمدم، شتران را يافتم كشته و كوهان بريده» (١/٣٦١)؛ نيز: «بخفتم، در خوابش ديدم كه مى آمد تاج بر سر نهاده و حلّه بهشت پوشيده» (١/١٦٧؛ ١/٧٠). ٤. ٧. استفاده از تركيب «به يك جا» به عنوان قيد در معناى: به اتّفاق، همه با هم، جمله، جملگى، همه و همگى: «و ايشان در اين بودند، عمر نيز به ايشان رسيد و اين حديث بشنيد. ايشان گفتند: ما نيز همچنين باشيم. آن گه به يك جا پيش رسول آمدند و از رسول عليه السلام بپرسيدند» (١/١٣٥). ٥. ٧. استفاده از پيشوند «بر» در ساخت قيد: (مثل بر اطلاق به معنى، مطلقاً، فقط، به طور مطلق و بس): «بدان كه خالق بر اطلاق، خداى را تعالى ـ گويند... و ما را خالق بر اطلاق نگويند...؛ چنان كه در رَبًّ بيان كرديم كه بر اطلاق نگويند يكى را از ما مگر مقيّد» (١/١٥٢)؛ نيز: «... و مانند اين اسم خالق است بر اطلاق كه جز بر