مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧٣
«خالد بن الوليد با لشكرى به زير حصن حيره فرود آمد» (١/٤٢)؛ «ملك الرّوم نامه اى نوشت به اميرالمؤمنين عليه السلام» (همان)؛ «عبد المسيح بن نُفَيلَه الغَسّانى را بر او فرستادند» (همان). [١] ٢. ٢. كاربرد اسم به صورت ساخت كهن آن: واژه «پاداشت»: «و اين جزا و پاداشت بيدادكاران است» (٢/١٣٧)؛ نيز بنگريد به: (١/٣٠٨؛ ٢/٢٦؛ ٤/١١٠). ٣. ٢. ساخت اسم مصدر يا حاصل مصدر به صورت: اسم يا صفت + واج ميانجى + ى = گبر + گ + ى (حاصل مصدر): «مجاهد گفت: ايشان اهل كتاب نيند؛ بل قبيله اى اند از شام ميان گبركى و جهودى، ايشان را دينى نيست» (١/٣١٥). در اينجا به جاى واج ميانجى «گ» حرف «ك» به كار رفته است؛ در حالى كه صورت مرسوم آن «گبركى» است. ٤. ٢. ساخت اسم مصدر (حاصل مصدر) از اسم فاعل يا صفت مشبّهه + «ى» مصدر ساز: «اكنون بدان كه معنى مالك، قادرى باشد بر تصرّف در آنچه او را باشد...» (١/٧٦). ٥. ٢. ساخت اسم مصدر (حاصل مصدر) به صورت گروهى و مركّب: در اينجا نيز از وند «ى» استفاده شده است، با اين تفاوت كه وند «ى» بلافاصله پس از واج «ا» (مصوت بلند «a») قرار گرفته و مابينشان واج يا صامت ميانجى نيامده است. در جمله زير سه نمونه از حاصل مصدر وجود دارد و تنها سومين نمونه اى كه نادر است، مورد نظر ماست: «قتاده مى گويد: اين مثلى است كه خداى تعالى بزد منافقان را در بد دلى و بى يقينى و پاى نه بر جاى» (١/١٤٩).
[١] ابوالفتوح، تركيب امروزى اهل بيت را چنين به كار برده است: «و [درود] بر اهل البيت او كه ستارگان زمين و پيشوايان دين اند» (١/١).