مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٠٤
تفسير الرحمن الرحيم
«قومى گفتند: هر دو به يك معنى است. كندمان و نديم، و سلمان و سليم، و لهفان و لهيف. و معنى هر دو رحمت [١] باشد؛ يعنى خداوند رحمت و «رحمت» نعمت باشد؛ براى آنكه رقت قلب و شفقت، كه به معنى خوف باشد، از وقوع مضرتى بر كسى، بر خداى تعالى روا نيست. براى آن، كتاب خود را رحمت خواند و باران را رحمت خواند، و در معنى رحمت درست اين است، چه تفسير او به اراده خير و ترك عقوبت داخل است تحت اينكه خداى به اين جمله منعم است بر خلقان؛ اما بر قول آنكه گفت: به يك معنى است، عذر از تكرار به اختلاف لفظ خواست كه عرب چون لفظ مختلف شود، روا مى دارند تكرار؛ چنان كه شاعر گفت: و الفى قولها كذبا و مَيناً، و كذب و مين يكى باشد، و چنان كه ديگرى گفت: و هِندٌ أَتى مِنْ دُونِها النَأْى و البُعد، هر دو دورى باشد. اما قول درست آن است كه اين دو لفظ دو معنى دارد و اگر چه اشتقاق هر دو، از رحمت است؛ چه رحمن بليغ تر باشد از رحيم، كه فعلان بناى مبالغه بود؛ چون: سكران و غضبان . پس رحيم بليغ تر است از راحم . [٢] اين فرقى است من جهة اللفظ. و اما من جهه المعنى هم فرق است؛ براى آنكه رحمن، منعم باشد بر جمله خلقان مؤمن و كافر، و بَرّ و فاجر، و مطيع و عاصى؛ و رحيم خاصّ رحمت بود بر مؤمنان دون كافران. و لفظ رحمن اطلاق نكنند، مگر بر خداى تعالى و بدون خداى تعالى كس را رحمن نخوانند. و در منع از اين دو قول گفتند: عرف لغت، از جهت معنى مانع است از اينكه
[١] و معنى هر دو، ذو رحمت باشد. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٣٥.[٢] ظاهراً سقط دارد، حاصل مضمون آنكه رحمن در مبالغه بيش از رحيم و رحيم بيش از راحم است. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٣٥.