مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٤٨
قائل شعر: عبداللّه بن المعتز. ترجمه: از مكروه آزرده مباش؛ چون نازل شود كه حوادث روزگار گوناگون است. چه بسيار نعمتها كه از بزرگى است، نتوانى شكر آن بگذارى، در ميان سختيهاى روزگار پنهان باشد. ابن المعتز به سال ٢٩٦ق به قتل رسيد. توضيح: ابوالعباس عبداللّه بن المعتز خليفه يك روزه عبّاسى به سال ٢٤٧ق در شهر سامرّا به دنيا آمد و در دربار خلافت پرورش يافت. از دانشمندان عصر خود همچون مبرّد و ثعلب ادبيات فرا گرفت. ابن المعتز اديب و شاعر و نقّاد مصنّف بود. ابن المعتز علاوه بر ديوان اشعار، تأليفات ارزنده اى دارد كه از آن جمله كتاب البديع است كه در علم بديع اولين كتاب است و نيز كتاب طبقات الشعراء مى باشد. ١٤. جلد دوّم، صفحه ١٩٠: { أو ياسِرٌ ذَهَبَ القِداحُ بِوَفْرِهِأسِفُ تَأكُلَهُ الصَّديقُ مُخَلِّعُ } قائل شعر: نابغه ذبيانى. ترجمه: يا چون قماربازى است كه تيرهاى قمار مال او را تباه كرده است. او اندوه مى خورد و دوست بر او خشم گرفته و او حيرت زده و پريشان خاطر است. توضيح: ابوامامه زياد بن معاويه يكى از سه شاعر طبقه اول دوره جاهلى، از قبيله ذبيان است. علت اينكه او را نابغه لقب داده اند، آن است كه نسبت به شعراى زمانش اشعار زيادى داشت و يا اينكه ناگهان در سن بزرگى به شعر پرداخته است. او را اولين شاعر دربارى نمى دانند. روزگارى دراز نديم و مدّاح ابوقابوس نعمان بن منذر بود و از بخششهاى دربار نعمان ثروت سرشارى به دست آورد. شعر نابغه تكلّف ندارد، بسيار متين است. ١٥. جلد دوّم، صفحه ٣٨٧: { إذا قيلَ هذا مَشرَبٌ قُلْتُ قَد أرىولكِن نَفسَ الحُرّ تحتَمِلُ الظَّما } { أَرَى النّاسَ مَن داناهُم هانَ عِندَهُموَمَنْ أكْرَمَتْهُ عِزَّهُ النَّفسِ أكرِما }