مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦
معلولِ امورى است كه به زندگانى و پيشه او مربوط مى شود. اما وقتى سخن از دلايل جامعه گرايى در تفسير روض الجنان مى گوييم، منظور يافتن نمونه ها و نشانه هايى است كه در تفسير او به چشم مى آيند و حكايت از شيوه تفسيرى ويژه اى مى كنند. طبيعى است كه نخست بايد دعوى مقاله حاضر را اثبات كنم، سپس به علل آن بپردازم. سير منطقى، اقتضا مى كند كه در گام اول، آشكار گردد كه تفسير روض الجنان و روح الجنان، در شمار آثار جامعه گرا است؛ آنگاه از علل و انگيزه هاى مؤلف سخن رود. اما به دليل اهميت انگيزه و همچنين كوتاهى بحث در اين باره، نخست از علت يا علت هاى جامعه گرايى در تفسير ابوالفتوح سخن مى گوييم، و پس از آن نمونه ها و نمايه هايى از آن را نشان مى دهيم. به حتم، تفسيرهايى كه روى خطاب به سوى مردم دارند، در اين شيوه و منش به قرآن اقتدا كرده اند. بدين رو جامعه گرايى در تفسير، اگر چه از دانشِ تفسير، اندكى عقب مى افتند، اما بيش از ساير رويكردهاى تفسيرى، به بينش و منش قرآنى نزديك مى شوند. [١] مع الاسف، هماره دانشِ تفسيرى، جاى را بر بينش و منش تفسيرى تنگ كرده است.
١. انگيزه هاى ابوالفتوح براى جامعه گرايى
١ ـ ١. انگيزه هاى ابوالفتوح براى جامعه گرايى در تفسير روض الجنان و روح الجنان، از نوع همان انگيزه هاى نزول قرآن براى مردم است؛ يعنى به همان دليل كه قرآن بر همگان نازل شده است، تفسير آن نيز بايد به گونه اى باشد كه همگان را از آن نصيبى باشد. تبديل قرآن و تفسير آن به كتابى كه فهم آن در دايره تنگ عده اى دانشمند مى گنجد، با فلسفه وجودى آن در تعارض و تنافى آشكار است. قرآن، خود به
[١] ر.ك: رضا بابايى، قرآن، كتاب زندگى، انتشارات هجرت.