مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٣
ـ «اما دو بركت: بركت نور و بركات سحور. قوله: تسحروا فإنّ فى السحور بركة، اما دو شب: شب بدر و شب قدر» (٣/٢٥). نور و سحور، بدر قدر. ـ «اما دو فرحه: يكى به نزديك افطار، يكى به نزديك لقاى ملك جبار» (٣/٢٥). افطار و جبار. ـ «حور العين خويشتن را بيارايند و بر غرفه هاى بهشت آيند» (٣/٢٦). بيارايند و آيند. ـ «هر كه از امر بگشت خود را بكشت» (٣/٤). بگشت و بكشت. ـ «به تعريف خودت تشريف داد، به تلطيف خودت تكليف كرد. اول مشرف آمد، آن گه معرف آمد، آن گه ملطف، آن گه مكلف» (٣/٤). كه در اغلب كلمات ديده مى شود. ـ «حق تعالى از غايت كرم و نهايت نعم، چون تو را تكليف خواست كردن» (٣/٥). كرم و نعم. ـ «در سراى محنت به تو منحت خواست؛ در سراى منحت، كى به تو محنت خواهد؟» (٣/٣٥). محنت و منحت. ـ «بدانيد كه زندگانى دنيا بازى كودكانه است و لهو بطر جوانان است و زينت زنان است و تفاخر اقران است و تكاثر توانگران است». (١٩/٣٢). جوانان و زنان و اقران و توانگران / تفاخر و تكاثر. ـ «بر خدا واجب است كه هيچ چيز از دنيا رفيع نكند، و الاّ وضيع بكند آن را» (١٩/٣٣). رفيع و وضيع. ـ «دو شخص فرود آمدند؛ يكى بر بالين او بنشست و يكى بر پايين او» (٩/١٥). بالين و پايين. ـ «و در اين تذكير باشد به نعمت خدا و تحذير بود از عقاب او» (٢/١٩٣). تذكير