مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٥
بسيار فراهم آورده اند، لكن به اعتقاد محققان شيعى مذهب، تفسير مذكور از هر حيث بى نظير و بى بديل است». [١] پيش از روض الجنان، چند تفسير ديگر نيز به زبان فارسى تأليف شده است؛ مانند تفسير شاهپور، [٢] تفسير زاهدى [٣] ، ترجمه تفسير كبير طبرى و تفسير سورآبادى [٤] ؛ اما هيچ يك اهميت و اصالت تفسير او را در زبان فارسى ندارند؛ به طورى كه مى توان گفت: «اين تفسير بدون ترديد يكى از ذخاير بسيار نفيس و از گنجينه هاى ذى قيمت ادب زبان فارسى است». [٥] ابوالفتوح خود در مقدمه تفسير، علت انتخاب اين زبان را براى كتابش، وجود «طالبان بيشتر» در فوايد «عام تر» قلمداد مى كند. [٦] «شيخ» در عهدى كه نويسندگان براى اظهار فضل و نشان دادن اطلاعات خود در زبان و لغت تازى دست به كار تكلّفات صورى و به كار بردن صنايع لفظى و مانند آن بودند، در نهايت سادگى و روانى، كلام بارى ـ عزّ اسمه ـ را به شيوايى و فصاحت و جزالت خاص خود تفسير فرمود... و با اينكه مستقيماً قرآنِ مجيد را تفسير مى فرمود و ظاهراً مى بايست تحت تأثير ادبيات عرب قرار گيرد، مع هذا آن قدر كه در نثر كليله و دمنه ابوالمعالى و يا چهار مقاله عروضى سمرقندى از لغات و اصطلاحات عربى بهره مند است، نثر ساده و بى تكلّف تفسير شيخ از بسيارى جهات لطافت و سادگى و شيوايى و فصاحت آثار منثور پارسى درى را شامل و از مزاياى دو كتاب اخير الذكر به اعتبار صنايع و تركيبات و لغات عربى بى بهره مى باشد. شيخ هرگز به
[١] حسين كريمان، طبرسى و مجمع البيان، انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٦١ش، ج ٢، ص ٢٠٨.[٢] معروف به تفسير تاج التراجم تفسير القرآن الاعاجم، نوشته عمادالدين اسفراينى، متوفاى ٤٧١ه .ق.[٣] ابو نصر احمد بن حسن سليمانى الزاهدى.[٤] ابوبكر عتيق بن محمد سورآبادى.[٥] ر.ك: عسكر حقوقى، تحقيق در تفسير ابوالفتوح رازى، انتشارات دانشگاه تهران، ١٣٤٦ش، ص ٥٨.[٦] روض الجنان، ص ٢.