مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٣
وعده مى دهد شما را بر آن آمرزش از او، خلف در اين جهان و اضعاف در آن جهان و خداى فراخ عطا است به خلف باز دادن صدقه را و دانا است به احوال خلق». ترجمه ميبدى از اين آيه اگر چه روان است، ولى ناقص است؛ زيرا ترجمه جمله «وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ» را از قلم انداخته است. ببينيد: «ديو شما را به تنگدستى و نادارى وعده مى دهد و خداوند شما را آمرزش و افزونى مال وعده مى دهد، و خداوند فراخ توان و فراخ بخش و داناست».
نكته
نكته اى كه بايد بدان توجّه نمود اين است كه امروزه كسانى كه در مقام ترجمه فارسى قرآن كريم هستند، در ميان ترجمه هاى پيشينيان، دست كم لازم و ضرورى است اِشراف و آگاهى به اين سه ترجمه قرن پنجم و ششم داشته باشند؛ زيرا ناآگاهان از اين گونه متون، عارى از دستمايه هاى ادبى لازم در نثر فارسى خواهند بود، و در نتيجه آثار منثور چنين كسانى سخت سست و لرزان و تنها در سطح محاوره افراد كوى و برزنِ زمانشان خواهد بود؛ و اينجاست كه نثر فخيم مى ميرد و نثر سخيفِ كوچه و بازارى، صفحات كتابها را پُر مى كند. بدتر از آن وجود «ترجمه هاى مونثاژ» است كه مترجمانى بى هيچ تحقيق و زحمتى، چند ترجمه فارسى قرآن را در پيش روى خويش نهند و با التقاط و به هم دوختن و پيوستن بعضى از آنها بر بعض ديگر، رونق افزاى «صنعت ترجمه مونتاژ بازارى» شوند تا بدين وسيله به نام و نان و شهرتى دست يازند. با كمال تأسّف امروزه اين منتحلان زرنگ و زيرك بازار ادب كذايى، ناشيانه يا شيّادانه، از ارزش و استحكام نثر قديم فارسى مى كاهند و نثرهاى عاميانه را جايگزين متون استوارى چون گلستان و بهارستان مى كنند. و) سوره بقره، آيه ٢٦٦: «أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْرِي مِنْ