مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٥
صفت تفصيلى، حذف شده. شيخ نيز در حذف افعال گاهى تفنّن كرده و به قرينه جمله اول، كه در آن فعل آورده، در جمله هاى ديگر فعل را ذكر نكرده و آنها را به جمله اول عطف كرده است. البته اين قاعده در تفسير عموميّت ندارد و در سراسر كتاب اين شيوه رعايت نگرديده؛ بلكه گاهى فعل را مكرر آورده است. در عبارت «و آن سطرها و ورقها كه نوشته بودند و تحريف كرده و بگردانيده، عرضه كردند و بر ايشان تلبيس كردند و ايشان را از ره بيفكندند»، [١] فعل «بودند» در جمله «تحريف كرده و بگردانيده» حذف شده و به جاى اينكه بنويسد: تحريف كرده بودند و بگردانيده بودند، به همان فعل نخستين كه «بودند» دارد، اكتفا نموده و از تكرار آن در جمله هاى بعد خوددارى كرده است و چنين است وضع فعل «يافتم» در اين عبارت: «چون باز آمدم شتران را كشته يافتم و شكم شكافته و كوهان بريده مرا سخت تا نزديك بود كه آب از چشم من روان گردد» كه فعل «يافتم» از دو جمله «شكم شكافته» و «كوهان بريده» حذف شده است. ٧. يكى ديگر از خصوصيات نثر تفسير ابوالفتوح الحاق «ترين» پسوند صفت عالى و «تر» علامت صفت تفصيلى به آخر اسم تفضيل (افعل تفضيل) است. در مورد استعمال كلمه «اولى تر» و «اولى ترين» بايد به عموميت آن توجه داشت؛ زيرا در كتب ديگر، از جمله كليله و دمنه، نمونه هاى بسيارى از اين نوع استعمال ديده مى شود و حتى بعد از شيخ نيز «اولى تر» و «اولى ترين» استعمال شده است. مثال از تفسير شيخ: «اولى تر آن باشد كه حمل بر عموم كنند كه فايده راجع تر بود و تفسير اين برفت». [٢] ٨ . ويژگى دستورى ديگر تفسير، استعمال فعل «استى» به هيئت نخستين خود
[١] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ١، ص ١٤٨.[٢] همان، ص ٨٣ .