مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤٣
«پاى بردارند تا در بهشت نهند زبينكان در ايشان رسند و ايشان را با راه دوزخ برند و در دوزخ اندازند» (١/١٢٨). «بار خدايا! با بيگانگان چنين كرم كنى، با يگانگان چه كنى؟ با دشمنان چنين خطاب كنى، با دوستان چه خطاب كنى؟» (١٣/١٥٣) جمع بستن پيشينگان، روزى خوارگان، زبينكان و يگانگان با يك صامت و «ان».
٢٦. استفاده از تركيب فعلى «ب / به + اسم يا صفت + فعل»
ـ بنشان كردن: «در سراى بنشان كردم و بر دگر روز باز آمدم تا چه حالت است» (١/١٦٦). ـ به راست داشتن: «و يا عجبا از آن كس كه او به سراى خلود، يعنى به بهشت، تصديق كند و به راست دارد» (١/١٠٨). «طمع مى دارى كه به راست دارند شما را؟» (٢/١٥). ـ به دروغ داشتن: «و ايشان كه كافر بودند و به دروغ دارند آيتهاى ما، ايشان اهل دوزخ اند» (١/٢١٥). «اين است مثل اين قوم آنان كه به دروغ داشتند آيت هاى ما» (٩/٢). ـ به فديه دادن: «اگر زمين پر از زرباز كرده او را باشد، به فديه بدهد، از او قبول نكنند» (١/٢٦٧). ـ به پاى كردن: «و چنان كه: الق زيداً و هو قائم؛ مراد نه آن است كه زيد را به پاى كن و آن گه او را ببين» (١/٢٢٤). ـ به ضايع كردن: «نبود خداى كه به ضايع كند ايمان شما؛ خدا بر مردمان مهربان و بخشاينده است» (٢/١٩٤). ـ به چشم كردن: «سبب نزول آيت آن بود كه كافران خواستند كه رسول را به چشم كنند» (١٩/٣٦٩).