مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٤
و تحذير. ـ «تو را مغرور مكناد يا محمد گشتن ايشان در شهرها و امهال ما ايشان را كه من اگر امهال كرده ام، اهمال نكنم» (١٧/٨). امهال و اهمال. ـ «هم از طريق ترغيب و هم از طريق ترهيب دعوت كرده باشد تا مكلفان را داعى قوى تر باشد» (١/١٦٨). ترغيب و ترهيب. ـ «آفريدن آسمان و بركشيدن او بى عمدى و گستردن زمين بى سندى، دليل است بر قادر الذاتى او» (١/١٥٤). بى عمدى و بى سندى. ـ «منافقان را علاماتى هست ايشان را به آن خوانى كنيتشان لعنت بود و طعمه شان نهبت بود» (١/١٣٦). لعنت و نهبت. ـ «آن وقت كه اين كرده باش، اميد باشد تو را به وصول درجات و نجات از دركات» (١/١٠٢). درجات و دركات. ـ «شرط بندگى آن است كه با خالق به صدق باشى و با خلقان بر وفق» (١/٨٢). به صدق و بر وفق. ـ «اگرم بخواهى، اجابت كنم و اگرم نخواهى عبادت كنم» (١/٨١). اجابت و عبادت.
ب) جناس
ـ «براى آنكه مالكى همه مالمان در آن روز زايل شود و املاك همه ملاك با حق تعالى افتد؛ چه ما به تمليك او مالك باشيم» (١/٧٥). ـ «لا جرم چنان كه اجابت كردند و قدم در حجر حجره تكليف نهادند» (٣/٣).
ج) تشبيه
ـ «از وراى ايشان زمينى هست سپيد، چون رخام عرضش؛ چندان كه آفتاب به چهل