مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٤٩
قائل شعر: قاضى ابوالحسن على بن عبدالعزيز الجرجانى. ترجمه: وقتى گفتند اين جاى آب نوشيدنى است، گفتم: آن را مى بينم، اما مرد آزاده، تحمّل تشنگى مى كند. مردم را بينم هر كس بدانها نزديك شود، خوار گردد و هر كس عزّت نفس او را بزرگ دارد، گرامى شود. توضيح: قاضى ابوالحسن على بن عبدالعزيز الجرجانى، قاضى رى بود. در عهد صاحب بن عبّاد و صاحب را به او عنايت تامّ بود و در يتيمة الدهر گويد: ادب جاحظ را ابن مقله جمع داشت و شيخ عبدالقاهر جرجانى به شاگردى او افتخار مى كرد. وى در سال ٣٦٧ يا ٣٩٢ درگذشت. ابن خلّكان به اين قصيده او اشارت كرده، گويد: از غايت شهرت حاجت به نقل آن نيست و اگر گويى قاضى جرجانى شافعى بود و سلاطين آل بويه و صاحب بن عبّاد شيعى و شيخ صدوق و ديگر علماى شيعه در آن عهد در رى بسيار بودند، چگونه منصب قضا به فقيه شافعى دادند، در جواب چه گوييم؟ دربار آل بويه به غايت ترقّى در علم رسيده بودند؛ چنان كه نظير آن را نه پيش و نه پس از آن كسى نديده؛ حتّى در يونان و روم نيز اجتماع انواع دانش و فنون ادب و علم مانند دولت آل بويه نبوده است از فلاسفه و اطبّا و منجّمين و شعرا و مورّخان و ادبا و غيره آنان و به قاعده در تدبير ملك و سياست كشور نيز به غايت ترقّى رسيده بودند و قاعده سياست و مملكت دارى آن است حكّام و قضات در مرام و مذهب و عادات موافق عامه باشند و از آنها برگزينند و شيعيان در تعصّب و جمود مانند اهل سنّت نبودند و نفرت رعايا را از حكومت دولت نداشتند؛ قاضى را موافق عامه برگزيدند و ترويج مذهب شيعه به وجه ديگر مى كردند. ١٦. جلد سوم، صفحه ١٣٩: { طُولُ الليالي أسرَعَت في نَقضيطَوَينَ طُولي وطَوَينَ عَرضي } قائل شعر: عجّاج بن رؤبة. ترجمه: درازى شبها، يعنى طول مدت در شكستن من شتاب نموده و از درازى و