مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٥٨
٢. سوره بقره، آيه ٦٩: «قالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّها بَقَرَةٌ صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النّاظِرِينَ» ؛ «گفت: او مى گويد كه آن گاوى است زردِ خالص، رنگش خرّم كند نگرندگان را». اشكال: در اين ترجمه، كلمه «فاقع» صفت بعد از صفت دانسته و نيز «لون» را مبتدا و «تسرّ الناظرين» را خبر آن گرفته است كه صحيح نيست؛ زيرا اگر چنين مى بود مى بايست اوّلاً، «فاقعه» مى آمد تا صفت و موصوف از هم تبعيت كنند و ثانياً، «لون» كه مذكّر مجازى است با «تسرّ» كه مؤنّث است، جور درنمى آيد. بنابراين «لونٌ» فاعلِ «فاقعٌ» و «فاقِعٌ لَوْنُها» صفت سببى براى بقره است (صفت به حال متعلّق موصوف) و ضمير مستتر در تسرّ كه «هى» باشد، به بقره برمى گردد. بنابراين ترجمه صحيح و دقيق آيه چنين است: «همانا آن گاوى است زرد ـ رنگ آن روشن ـ كه بينندگان را شاد مى گرداند». براى توضيح بيشتر به مقاله شادروان دكتر محمّدحسين روحانى در مجلّه بيّنات (ش ٨، ص ١٦٧ و ش ١٠، ص ١٦٤) و نيز مقاله جناب آقاى حسين استاد ولى در همان مجله (ش ٦، ص ٤٤) مراجعه شود. ابوبكر عتيق نيشابورى مشهور به سورآبادى آيه را چنين ترجمه كرده است: «موسى گفت: خدا مى گويد آن ماده گاوى است زرد رنگ، روشن است گونه او، شاد كند نگرندگان را به وى». مى بينيم كه سورآبادى آيه را درست ترجمه كرده و دچار خطاى ابوالفتوح رازى نشده است. تنها نكته اى كه در اين ترجمه مورد مناقشه است كه آيا حرف «ة» در كلمه «بقرة» تاء تأنيث است يا وحدت؟ مترجمان و مفسّران در اين باره اختلاف كرده اند. قول دقيق اين است كه «تاء» در اينجا براى وحدت است، نه تأنيث؛ چنان كه در آيه هفتاد از سوره بقره بدون «ة» آمده است: «إِنَّ الْبَقَرَ تَشابَهَ عَلَيْنا» ؛ «يعنى اين گاو بر ما مشتبه شده است». اگر نظر به ماده بودن گاو بود، مى بايست مى فرمود: إِنَّ البقرة تشابهت عَلَيْنا؛ ولى چنين نفرموده است و اين خود قرينه اى