مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣٤
٣٩٤ق) اين كار را به مراحل كمال رسانيدند و بعد از آن دو، شاعران بسيارى از قبيل سنايى و معاصرانش به سرودن اين گونه اشعار مبادرت كردند. پس اگر اشعار واعظانه در تفسير شيخ ديده مى شود، نبايد به تازگى آن فكر كرد؛ بلكه پيش از وى شعرا به سرودن شعر در مضامين وعظ و پند و اندرز پرداخته اند و پس از وى نيز سير تكاملى آن دنبال شده است. شيخ گاه به شيوه تذكير و به سبك واعظانه، همچنان كه در تفسير و تبيين آيات، اين روش را اتخاذ كرده و به كار برده، شعرهاى فارسى را نيز بدين اسلوب آورده است؛ مثلاً در جلد يكم صفحات ٣٢٣ و ٣٢٤ ده بيت شعر داراى وزن واحد و بر يك روش و اسلوب ولى در دو مورد جداگانه در اثناى فضل و به مناسبت مقام آورده و به نظر مى آيد كه بيت ششم مَطلع قصيده و پنج بيت اول پس از پنج بيت دوم باشد: { تو را گر همى راه حق جويى اولطلب كرد بايد سبيل الرشادى } { پس از نيستى زاد اين راه سازىكجا بهتر از نيستى هست زادى } { صلاح تو در كشتن تو است وانگهصلاح است اين مضمر اندر فسادى } { نبينى كه پروانه شمع هر گهكه بر باطنش چيره گردد ودادى } { برى گردد از خويش و بر صدق دعوىكند خويشى خويشتن رمادى } { ايا مانده بر موجب هر مرادىشب و روز در محنت [و] اجتهادى } { نه در حقّ خود مر تو را انزعاجىنه در حقّ خود مر تو را انقبادى } { چو ديوانگان دايم اندر تفكّركه گويى مرا چون برآيد مرادى } { ز بهر دو روز [ه] مقام مجازىبهر گوشه اى كرده ذات العمادى } { همانا به خواب اندرى تا ندانىكه ما را جزء اين است ديگر معادى }
ب) كاربرد اشعار در مقام ترجمه
مواردى است كه در ترجمه آيات قرآن به اشعار فارسى تمثّل مى جويد و گويى اصولاً ترجمه آن آيات را به نظم پارسى مى آورد و به همين جهت، تصوّر انتساب آن