مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٦
اين نكته كه زمينه فكر و بيان مثنوى بيش از هر چيز متأثر از قرآن كريم به نظر مى رسد، نه فقط از آنجا ناشى است كه متصوفه مبادى و تعاليم خود را غالباً به قرآن منسوب يا مربوط مى كرده اند و حتى در عين آنكه به نقل احاديث چندان عنايت نداشتند و اخذ و ضبط آن را از مقوله اشتغال به علم قال و علم رسمى و بحثى تلقى مى كرده اند، باز بر تلاوت و ختم قرآن مواظبت و مداومت داشته اند، بلكه در مورد مولانا و مثنوى اين كثرت و تنوعِ اشارات و معانى قرآنى تا حد زيادى مخصوصاً ناشى از همان سابقه اشتغال شخصى و خانوادگى وى به حرفه وعظ و تذكير هم بوده است. [١] سخن آخر آن كه تفسير ابوالفتوح رازى را بايد يكى از مردمى ترين تأليفات دينى در قرون ماضى دانست ابوالفتوح با نگارش اين اثر عظيم بر آن بود كه قرآن را بيش از پيش به ميان مردم برد و آنان را از زلال وحى بنوشاند. اين سخن، بدان معنا نيست كه روض الجنان، براى اهل علم و خواص، كتابِ در خورى نيست. تفسير ابوالفتوح از آن نوع آثارى است كه درباره آنها مى توان گفت: خواص، آن را مى پسندند و عوام از آن سود مى برند. نيز مى توان روض الجنان را مصداق اين اصلِ اجتماعى دانست كه «پيشه ها بر انديشه ها مؤثرند». تأثير پيشه بر انديشه، گاه در فرم است، گاه در محتوا و گاه در هر دو. روض الجنان در قالب، محتوا و سبك، سخت تحت تأثير پيشه و روحيه مردم گراى مؤلف خود است.
[١] زرين كوب، سرّ نى، ج ١، ص ٣٤١.