مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٩٩
و مسمّا يكى باشد، بهر اسمى مسمّا باشد تا لازم آيد كه هزار و يك خدا باشد. و ديگر آنكه اسم مسموع و مكتوب و مقروّ [١] باشد و مسمّا اين صفت نباشد. ديگر، مسمّا در يك جا بود و نامش پراكنده در مواضع مختلف. اما شبهت ايشان فى قوله تعالى: «إِنّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى» [٢] بايد تا اسم يحيى باشد و يحيى اسم، گوييم: اين به آنكه دليل ما باشد، اولى تر است؛ براى آنكه حق تعالى مى گويد: ما تو را بشارت مى دهيم كه تو را فرزندى خواهيم دادن نامش يحيى. براى آنكه بشارت، پيش از وجود فرزند بايد كه باشد تا معنى بشارت صورت بندد، پس نامش پيش از صاحب نام بود. مسمّا در وجود نيامده، دليل كند بر آنكه اين نه آن باشد و آن نه اين. و شبهه ايشان فى قوله تعالى: «ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّ أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها» [٣] و ايشان اسمى نمى پرستيدند، مسمّيات مى پرستيدند، جواب از اين آن است كه آن كس كه اين گويد، معنى آيت نشناسد. خداى تعالى بر سبيل انكار و تفريع بر بت پرستان مى گويد بتان را نام اله بر نهاده ايد، بى آنكه در ايشان از معنى الهيه چيزى هست از قدرت بر اصول نعم و استحقاق عبادت. پس، از اين حديث جز اسمى در دست شما نيست بى معنى؛ يعنى مسمّياتى مى پرستى كه اسم اله بر آن مزوّر است، از اين معنى در دست شما جز دعوى اسم نيست بلا معنى. دگر آنكه خداى تعالى گفت: «أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها» [٤] ؛ گفت: نامها كه شما نهادى. اگر اسم مسمّا باشد، معنى آن باشد شما كردى و آفريدى و بلا خلاف آن اجسام خداى تعالى آفريد. اما شبهت ايشان به قول لبيد: إلى الحول ثمّ اسم السّلام عليكماو من يبك حولاً كاملاً فقد اعتذر [٥]
[١] مقروء. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٥٣.[٢] مريم (١٩): آيه ٧.[٣] يوسف (١٢): آيه ٤٠.[٤] نجم (٥٣): آيه ٢٣.[٥] لبيد با دو دختر خود گويد تا يك سال (براى من عزادارى كنيد)، آن گاه خداحافظ شما و هر كس كه يك سال كامل گريست، جاى گله نگذاشت. تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٣٢.