مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٧٧
٢٠
آيه بسم اللّه الرحمن الرحيم (آيت تَسْمِيَتْ)
در تفسير ابوالفتوح رازى
دكتر شاهرخ محمدبيگى [١]
مقدمه
تاريخ آشنايى با وحى به زبان فارسى به زمان صحابى معروف پيامبر، سلمان فارسى، نخستين مترجم قرآن كريم، برمى گردد و نيز بيش از هزار سال است كه از قدمت ترجمه تفسير قرآن به زبان فارسى مى گذرد؛ اگر چه متأسفانه اولين تفسير، يعنى ترجمه تفسير طبرى، به زمان ما نرسيده و آن تفسير به صورت تلخيص همراه با دخل و تصرفاتى زياد به دست ما رسيده است. در طى قرون متمادى علماى بسيارى در باب جواز يا عدم جواز ترجمه قرآن سخن گفته اند كه آنها را مى توان به سه دسته تقسيم كرد: الف) كسانى كه ترجمه قرآن را نهى كرده و حتى فتوا به تحريم آن داده اند. از فقهاى اهل سنت كسانى چون: ابو حنيفه نعمان بن ثابت (م ١٥٠ق) مالك بن انس (م ١٧٩ق)، محمد بن ادريس شافعى (م ٢٠٤ق)، احمد بن محمد بن حنبل (م ٢٤١ق)، زركشى شافعى صاحب البرهان، سيد محمد رشيد رضا صاحب تفسير المنار، زرقانى صاحب مناهل العرفان و... ترجمه قرآن را جايز ندانسته اند. ب) گروهى كه ترجمه آن را جايز دانسته اند؛ مانند زمخشرى (م ٥٨٢ق) در الكشاف، و نيز بيضاوى (م ٦٥٨ق) در أنوار التنزيل و أسرار التأويل (كه گزينشى از
[١] ضو هيئت علمى دانشگاه شيراز.