مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٥٥
«دو و سه و چهار» ترجمه كرده اند كه ترجمه اى نادرست است. م) از جمله دقّتهاى ابوالفتوح در ترجمه واژه هاى قرآن، ترجمه واژه «حكيم» به «محكم كار» است كه ترجمه اى دقيق براى اين واژه قرآنى است و به عنوان يكى از صفات خداوند متعال بارها در قرآن ذكر شده است. مترجمان معاصر ما آن را به «فرزانه» برگردانده اند كه هر چند در فرهنگهاى لغات فارسى اين واژه در مقابل كلمه «حكيم» قرار گرفته، ولى انصاف اين است كه واژه «فرزانه» كه بيشتر معادل «دانشمند» در فارسى است، هرگز نمى تواند بار معنا و مفهوم كلمه «حكيم» را به عنوان صفتى از صفات خداوند در خود جاى دهد. بنابراين معادل «حكيم» قرآنى، بايد واژه هايى از قبيل «محكم كار»، «استواركار» «درستكار» و «سنجيده كار» قرار داده شود، نه «فرزانه» كه در مورد خداوند واژه اى نامفهوم و نارسا است. ن) از ديگر نقاط قوّت ترجمه ابوالفتوح رازى اين است كه او هرگز از كلمات مترادف براى معادل سازى واژه هاى قرآن استفاده نكرده؛ بلكه معادل هر كلمه قرآنى فقط يك واژه فارسى آورده است و بس؛ در حالى كه براى شمارى از مترجمان معاصر ما به كارگيرى واژه هاى مترادف در ترجمه قرآن، جزء لاينفكّ سبك و سياق ترجمه آنان گشته است و بعضى، هم مثل مرحوم حاج سيّد علينقى فيض الاسلام و دكتر مصطفى خرّم دل چنان در اين باره پيش رفته اند كه در مواردى حتّى چهار تا شش واژه مترادف را معادل يك كلمه قرآنى قرار داده اند! كه به جرئت مى توان گفت مرتكب حشو قبيح شده اند. بارى، ترجمه ابوالفتوح رازى، اگر چه تحرير يافته قرن ششم است، امّا سبك و سياق نگارش و شيوه نثرپردازى آن، هنرمندانه و براى همه مترجمان بس راهگشا و آموزنده است.