مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٩٧
٥. ٥. حذف متمّم از جمله به قرينه معنوى: «آنچه مى خواهد بدهيد تا برود. صد هزار درهم بدادند»؛ يعنى... آنچه مى خواهد به او بدهيد... صد هزار درم به او بدادند (١/٤٤). ٦. ٥. تأخير متمّم و آوردن آن پس از فعل جمله: «و اين معنى تمام نشود تا عالم نباشد به اصول فقه» (١/٢)؛ نيز: «پس چنان كه بينى، مصنّف اين جنس را چاره نيست از اين جمله علوم» (١/٢)؛ نيز: «واجب ديدم اجابت كردن ايشان و وعده دادن به دو تفسير» (همان)؛ نيز: «مردى به نزديك شعبى آمد و در او بناليد از درد پهلو» (١/٣١)؛ نيز: «و تصديق اين قول آن است كه روايت كردند از عُبادة بن الصّامت كه رسول عليه السلام گفت...» (١/٣١)؛ نيز: «گفت اميرالمؤمنين كه: اين سورت به مكّه فرو آمد از كنزى در زير عرش» (١/٣٤).
٦. مفعول
١. ٦. حذف «را» نشانه مفعولى: «... ما نعت او [را] در توريت و انجيل خوانده ايم» (١/٣٦)؛ نيز: «آن گه اين بيتها [را] انشا كرد در اين معنى...» (همان)؛ نيز: «عبداللّه عباس و اصحاب او چون عطا و سعيد بن جبير و عبداللّه عامر و اهل كوفه، بسم اللّه الرحمن الرحيم [را] آيتى شمردند» (١/٣٦)؛ نيز: «عجب از تو اى غافل كه شنوى كه خداى تعالى به يك ترك مندوب به يك مخالفتِ فرمان، آدم را و حوّا [را ]كه پدر و مادر تو بودند با آن قدر و منزلت ايشان به نزديك خداى تعالى، از بهشت بفرستاد!» (١/٩٥). ٢. ٦. حذف مفعول از جمله: «همچنان كرد و خداى تعالى [او را] شفا داد» (١/٤٢)؛ نيز: «خالد گفت: [آن زهر] مرا ده و آن زهر از او بستد» (١/٤٣). ٣. ٦. مفعول معطوف مؤخّر: «سليمان عليه السلام چون مُلك خواست از خداى تعالى و مغفرت، هم به اين نامش خواند» (١/٧٠).