مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٥٤
موسى مردى تيز است و لشكر بسيار دارد و به كارزار ما مى آيد تا مردمان ما را بكشد و زنان ما را به بردگى ببرد و شهر ما به دست فرو گيرد و ما را قوت او نباشد و تو مردى مجاب الدعوه اى و نام اعظم به نزديك تو است و پسر عم مايى. بيرون آى و دعاى كن براى ما تا خداى تعالى او را دفع كند از ما. او گفت: و يلكم! او پيغامبر خداى است و به فرمان خداى مى آيد و مدد او فريشتگان اند» (٩/١٢). همان طور كه ديده شد در تفسير هم معطوف كردن كلمات و هم عطف جمله ها به كار رفته است.
٦. جمله بنديهاى خاص
از نظر جمله بندى در تفسير أشكال مختلفى را مى توان ديد. علاوه بر جملات عربى كه به دليل ويژگى تفسيرى بودن و بهره گيرى از قرآن و لسان عرب عيناً استعمال شده است، در مواردى مؤلف به تأثيرپذيرى از جمله بندى و نحو كلام عرب، جملات فارسى را مطابق الگوى جمله سازى عربى آورده است، بخصوص در ترجمه آيات كه امانتدارى و حساسيت كار باعث شده است مؤلف به مانند مفسرين پيش از خود، به ترجمه لفظ به لفظ دست بزند. ـ «اى مردمان! از خدا بترسى حق ترسيدن او» (١/١٦٥). ـ «سگالش كردند، سگالش كردنى بزرگ» (١٩/٤٢١) كه در ترجمه «وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبّاراً» [١] آورده است: «چون بدمند در صور دميدنى يكى» (١٩/٣٧٥). ترجمه «فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ» [٢] ؛ «و بردارند زمين و كوهها بر هم كوبند كوفتنى يكى» (١٩/٣٧٥). ـ «آنان كه داديم ايشان را كتاب مى خوانند آن را حق خواندنش» (٢/١٣٥)، در
[١] نوح (٧١): آيه ٢٢.[٢] حاقه (٦٩): آيه ١٢.