مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٨
مورد توجه او بوده است. وجود مشتركات در زمينه شواهد شعرى به اندازه اى است كه به خوبى فرضيه اثر پذيرى او را از تفسير طبرى، به ويژه در جنبه هاى ادبى، مباحث لغوى و نحوى تقويت مى كند [١] . او براى تأثير گذارى هرچه بيشتر، از همه عناصر ادبى، ازجمله امثال عربى و فارسى، استفاده كرده است. به رغم اينكه تفسير او به زبان فارسى نوشته شده، اما نثرى ملمع و ممزوج به تعابير، اشعار وامثال عربى دارد و اين خود حاكى از سبك واعظانه اين تفسير است. استفاده از زبان كهن فارسى و آميختگى آن به عبارات فنى و گاه دير ياب عربى موجب شده اين تفسير بيشتر مورد توجه و مراجعه اديبان قرار گيرد. بهره گيرى ابوالفتوح از آداب و فنون عربى مى تواند موضوع يك پژوهش مستقل و مفصل باشد، اما ما در اين مختصر مى خواهيم به گوشه اى از تمثيلات و استنادات وى به امثال عربى بپردازيم. اصولاً استفاده از ضرب المثل در كلام، از خصوصيات سبك واعظانه است وذكر امثال، چه فارسى و چه عربى، در تفسير ابوالفتوح در سطحى گسترده در همين راستا قابل تحليل است. در اين گزارش به ذكر مهم ترين امثال عربى، كه در مجلدات مختلف اين تفسير مورد استفاده قرار گرفته، به شكل الفبايى وبا بيان فضاى كاربرد اين امثال خواهيم پرداخت. در استخراج اين امثال، از نمايه چاپ تفسير ابوالفتوح آستان قدس رضوى به همت آقايان: ياحقى و ناصح استفاده شده است.
١. آخِرُ الدواءِ الكَىّ (آخر الداء الكَىّ)
هر دو تعبير در مثل آمده است. شيخ ابوالفتوح رازى به مناسبت تفسير «يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ...» [٢] مى گويد:
[١] رياض العلماء، ج ٢ ص ١٦٢.[٢] ر.ك: دايرة المعارف بزرگ اسلامى،ج ٦، مقاله «ابوالفتوح رازى».[٣] توبه (٩): آيه ٣٥.[٤] روض الجنان، ج ٩، ص ٢٣٩.