مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢١٨
صنايع لفظى در تفسير شيخ ابوالفتوح رازى
چنان كه مرسوم است هر مفسّرى در تفسير خود از به كار بردن «صنايع ادبى»، كه دأب و عادت مفسّران است، ابا نداشته است. شيخ ابوالفتوح نيز در اين راه گام برداشته و در نهايت سادگى و دور از تصنّع و تكلّف از اين صنايع بهره برده است كه چند نمونه از آن ذكر مى شود:
١. سجع متوازى
«سپاس خداى را كه بردارنده اين ايوان است، و آراينده آن به ماه و آفتاب و ستارگان است، و دارنده دين به پيغمبران و امامان است، و درود بر رسول او كه ختم پيغمبران است و سيد مرسلان است، و بر اهل البيت او كه ستارگان زمين اند و پيشوايان دين اند». [١] در اين عبارت كلمات: دارنده، آراينده، ايوان، ستارگان، پيغمبران، امامان، زمين، دين سجع متوازى ترتيب داده اند. نمونه ديگر: «بر بالين او ساعتى بنشست و مى گريست. او را ديد كه لب مى جنبانيد و چيزى مى گفت. گوش به نزديك لب او برد. او مى گفت كار كرديم، به سر آمد؛ رنج برديم، به بر آمد؛ دوست جستيم، خبر آمد. واعظ گفت: عجوزه آگاه است و مى داند تا كجا مى رود. آن گه دمى چند بر آورد و جان بداد». [٢] كلماتِ: كرديم، برديم، جستيم، به سر، به بر، خبر در اين عبارت سجع متوازى را تشكيل مى دهند.
[١] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ١، ص ١.[٢] همان، ص ١٧٥.