مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٨٧
عبارت ديگر: «محكم هر آن لفظى باشد كه ظاهرش خبر دهنده بود از معنيش بى اعتبار امرى كه ضم كنند با آن». {-٥-}
فرق تفسير و تأويل
شيخ ابوالفتوح رازى در باب فرق تفسير و تأويل آيات با يكديگر چنين گفته است: «كه تفسير، علم سبب نزول آيه باشد و علم به مراد خداى، از آن لفظ تعاطى آن نتوان كردن، الا از سماع و آثار. و تأويل چون كسى عالم باشد به لغت عرب و علم اصول را متقن باشد، او را بود كه حمل آيه را بر محتملات لغت كند؛ چون قطع نخواهد كردن در اصول و بر احتمال بخصوص و قطع نكند بر مرادى خداى، الاّ به دليل». [٢] در كتاب روش شناسى مطالعات دينى راجع به تفسير و فرق آن با تأويل چنين آمده است: «در باب تمايز اين دو، اختلاف نظر فراوان است كه به تصوير افراد از تفسير و تأويل برمى گردد. عده اى آن دو را مترادف مى دانند و غالباً تفسير را اعم از تأويل مى انگارند و كسانى تأويل را اعم از تفسير تلقى مى كنند. ديدگاه غالب، آن است كه تفسير و تأويل، تباين دارند. قائلان به تباين، وجوه مختلفى را به ميان آورده اند. به دليل اهميت ادله اى كه در تباين ذكر كرده اند، خلاصه ديدگاهها در جدول زير ترسيم مى گردد. غالب آرا، تمايز تفسير و تأويل را به تمايز ظاهر و باطن مى دانند: [٣]
[١] تفسير روح الجنان، ج ١، ص ٣.[٢] همان، ص ١٤.[٣] روش شناسى مطالعات دينى، ص ٢٠١ ـ ٢٠٢.