مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٥١
مى گويد: واو در اينجا براى استيناف است، نه عاطفه. ضمناً مراد از «تأويل متشابهات را جز خدا نمى نداند»، اين نيست كه معناى متشابهات را كسى جز او نمى داند؛ بلكه معناى آيات متشابه براى كسانى كه آنها را به محكمات قرآن عرضه كنند، روشن است. فقط تأويل آنها يعنى مصاديق خارجى و حقيقت آنها بر كسى جز خدا معلوم نيست. همان طورى كه اصل وجود خداوند قطعى و يقينى است، امّا حقيقت ذات او بر همگان حتّى انبيا و ائمّه معصوم و اولياى الهى مكتوم و پوشيده است. اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبه ٩١ نهج البلاغه مى فرمايد: «وَاعْلَمْ أَنَّ الرّاسِخينَ فِى العِلْمِ هُمُ الَّذينَ أَغْناهُمْ عَنِ اقْتَحامِ السُّدَدِ الْمَضْرُوبَةِ دُونَ الغُيُوبِ الإقْرارُ بِجُمْلَةِ ما جَهِلُوا تَفْسيرَهُ مِنَ الغَيْبِ المَحْجُوبِ، فَمَدَحَ اللّه ُ اعتِرافَهُمْ بِالْعَجْزِ عَنْ تَناوُلِ ما لَمْ يُحيطُوا بِهِ عِلْماً. وَسَمّى تَرْكَهُمُ التَّعَمُّقَ فيما لَمْ يُكَلِّفْهُمْ البَحْثَ عَنْ كُنْهِهِ رُسُوخاً؛ «و بدان كه راسخانِ در علم كسانى اند كه اعتراف به نادانى، بى نيازشان كرده است تا ناانديشيده پا در ميان گذارند، و فهم آنچه را در پس پرده هاى غيب، نهان است آسان انگارند، لاجرم به نادانى خود در فهم آن معينهاى پوشيده، اقرار آرند، و خدا اين اعتراف آنان را به ناتوانى در رسيدن بدانچه نمى دانند ستوده است، و ژرف ننگريستن آنان را در فهمِ آنچه بدان تكليف ندارند، راسخ بودنِ در علم فرموده است». [١] علاّمه طباطبايى پس از بحث مفصّلى درباره مفهوم تأويل و تعريف آن، به اين نتيجه رسيده است كه نفى دانستن تأويل متشابهات از غير خدا، مانند نفى علم غيب، به معناى استقلالى آنهاست، وگرنه خداوند برخى از چنان علمى را به كسانى كه شايسته اند، همچون پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمّه معصوم عليهم السلام، عطا فرموده است.
[١] رَوْضُ الجنان و رَوحُ الجنان فى تفسير القرآن، ج ٤، ص ١٨٠، چاپ آستان قدس رضوى، به كوشش و تصحيح دكتر محمّدجعفر ياحقى و دكتر محمدمهدى ناصح.[٢] همان، ص ١٨١.[٣] همان.[٤] رَوْضُ الجنان و رَوحُ الجنان فى تفسير القرآن، ج ٤، ص ١٨٤.[٥] همان .[٦] تفسير سورآبادى، به تصحيح على اكبر سعيدى سيرجانى، تهران، انتشارات فرهنگ نشر نو، ١٣٨١، ج ١، ص ٢٦٠ .[٧] نهج البلاغه، ترجمه دكتر سيّد جعفر شهيدى، ص ٧٥.[٨] اعراف (٧): آيه ٥٣.[٩] يونس (١٠): آيه ٣٩.[١٠] لقمان (٣١): آيه ٣٤.[١١] اعراف (٧): آيه ١٨٧.[١٢] كهف (١٨): آيه ٨٢.[١٣] يوسف (١٢): آيه ١٠٠.[١٤] آل عمران (٣): آيه ١٣٦.[١٥] رعد (١٣): آيه ٢٤.[١٦] بقره (٢): آيه ١٠٢.[١٧] بقره (٢): آيه ١٢٦.