مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٢٧
١١. يكى ديگر از خصايص دستورى تفسير، تكرار اجزاى جمله است. در تفسير شيخ اجزاى جمله، چه اسم و چه صفت و چه ضمير و مانند آنها، ديده مى شود و اين خود شيوه خاصّ واعظ و مذكر است كه ابوالفتوح نيز به حكم سيره واعظانه خويش، در تفسير خود تحت تأثير تكرار كلمات و جمله هايى بوده كه در موقع وعظ و تذكير معمولاً مى گفته است و اين خود مؤيّد واعظانه بودن تفسير ابوالفتوح است؛ مثلاً كلمه «گاهى» و «باشد» در اين عبارت به همان روش تذكير مكرّر ذكر شده: «و گردانيدن بادها گاهى شمال، گاهى جنوب، گاهى صبا، گاهى دبور، گاهى نكبا براى آن تعريف فرمود گاهى نسيم باشد، گاهى عقيم باشد، گاهى لواقح باشد، گاهى برآرد و گاهى ببرد و گاهى باران آرد گاهى ببرد و گاهى درخت باردار كند و گاهى برگ او ببرد، گاهى رحمت بود، گاهى عذاب بود». [١] تكرار كلمه «بهرى» در اين عبارت: «و دابّه در لغت هر چيزى كه بر زمين برود: بهرى مركوب و بهرى مأكول و بهرى براى زينت و بهرى براى منفعت و بهرى براى ظاهر و معنى منفعت تا بهرى طعام تو باشد و به بهرى تجارت كنى و به بهرى صيد كنى و به بهرى سفر كنى». [٢] تكرار كلمه «مختلف» در اين عبارت: «بيرون آيد و برويد به لون مختلف و به شكل مختلف و به بو مختلف و به طعم مختلف و به طبع مختلف، با آنكه آب يكى و زمين يكى و هوا يكى تا بدانند كه اين نه به طبع است نه به دهر است». [٣] تكرار ضمير منفصل «تو» در اين عبارت: «آن گه ورقه نوفل بيامد و رسول را گفت تو را بشارت باد كه تويى كه عيسى به تو
[١] تفسير ابوالفتوح رازى، ج ١، ص ٢٥٠.[٢] همان، ص ٢٥٠.[٣] همان، ص ٢٤٩.