مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٣٤
«را» به معنى «از»: «خداى تعالى دعايش اجابت كرد و كافران را دمار برآورد» (١/٧٠). «را» به معنى «به»: «رسول عليه السلام گفت روزى صحابه را: شما دانى كه شما روى به چه دارى؟» (١/١٣٥).
١٤. كاربرد كلمه «همچونين»
اين كلمه به اين شكل بارها در تفسير تكرار شده است؛ به گونه اى كه يكى از اختصاصات سبكى نثر آن شده است: ـ «همچونين است حال منافقان اظهار كلمه ايمان كردند و به عزّ اظهار ايمان، عزيز گشتند» (١/١٤٠). ـ چنان انگار كه كران و كوران و گنگان اند كه از ايشان هيچ نيايد؛ همچونين از اينان ايمان و عمل صالح نيايد» (١/١٤٢). ـ «همچونين آن جا كه بر موجود افتد دون معدوم براى قرينه اى و دليلى باشد» (١/١٤٨). ـ «مرد گفت: راست گفتى، اى پسر! رسول خداى همچونين بود» (٢/١٦٥). ـ «يا يوسف دستها بيار و بر پهلوى من نه و مرا دربر گير كه من با پدرم همچونين كردم» (٢/١٨٠). ـ «او آن باشد كه براى او ماهيان دريا و مرغان هوا و دوابّ زمين استغفار كنند و كرام الكاتبين همچونين» (٢/٢٦٠). ـ «بر بساط باد درآمدى و بساط او بر گرفتى با لشگرگاه و لشكر به يك جاى و همچونين مى بردى اين مقدار به اين مدت» (١٦/٤٠).
١٥. به كار بردن شادمانه به جاى شادمان
ـ «خديجه برخاست و به نزديك عمّ خود ورقة بن نوفل رفت و او را از اين حال خبر