مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٨
ابوالفتوح رازى، شيوه خطابى را هم در محتوا و هم در زبانِ روض الجنان مراعات مى كند. به عقيده برخى از صاحب نظران ابوالفتوح به نثر خطابى، تفسير خود را نوشته است. [١] «آن جا كه ميدانِ سخن گشاده بوده است، مانند نقل داستان ها و قصص و تاريخ، نويسنده بيشتر به نثر ساده پرداخته است... اين امر بدان خاطر است كه ابوالفتوح به وعظ و موعظت مى پرداخته است و بدان گرايشى داشته است». [٢] نثر خطابى و ساده ابوالفتوح چنان روان و دلپذير است كه برخى احتمال داده اند كه روض الجنان «برگرفته از مجالس و امالى مؤلف است». [٣] به عقيده ايشان، زبان شيخ در تفسير روض الجنان با زبان مردم آميخته است و كاربردهاى شفاهى واژگان در آن بسيار به چشم مى آيد. [٤] «با آن كه تنه اصلى تفسير را بايد برگرفته از مجالس و امالى مؤلف دانست، اما در جاى جاى آن آثار بازنويسى ديده مى شود و در چنين مواردى است كه گاه زبان ابوالفتوح به صنايع ادبى ـ البته در حدّى طبيعى و غير متكلف و بيشتر در حوزه سجع و جناس ـ آراسته است». [٥] شيوه خطابى و منبرى ابوالفتوح را در سر تا سر روض الجنان مى توان ديد. اعتدال در مباحث كلامى، گستره نكات فقهى و گزينش گرى در هر يك از اين گونه مباحث، نشان مى دهد كه او بيش از ديگران به اقناع و بهره گيرى عامه نظر داشته است؛ اگر چه خواص را نيز از تفسير او بهره هاى فراوان است. از جنبه كلامى اين تفسير، معتدل و متوسط است؛ شبيه به تفسير طبرى، و هرگز به اندازه التبيان و مجمع البيان شيخ طبرسى و تفسير زمخشرى و فخر رازى بحث هاى كلامى ندارد. چون مفسر از خطبا و وعاظ برجسته و
[١] همان، ص ٢١١.[٢] احمد احمدى بيرجندى، گزينه روض الجنان، ص ١٧.[٣] ر.ك: دائرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ٦، ص ١١٣.[٤] همان.[٥] همان.