مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧٤
٣. ضمير
١. ٣. به كار بردن ضمير سوم شخص مفرد غايب (او ـ وى) براى غير ذى روح: «امّا حرفى است متضمّن شرط و جزا براى او در جوابش فاء بايد...» (١/١١٤)؛ «رمانى گفت: معنى آن است كه مثل زدن به محقّرات اشيا، از آن باب نيست كه از او شرم بايد داشتن» (١/١١٢)؛ «عبداللّه عبّاس گفت: هر خسارى كه در حق كافران بود، مراد از او كفر باشد...» (١/١١٧). ٢. ٣. استفاده از ضمير منفصل شخصى در جايگاه نهاد به همراه شناسه آن: ظاهراً اين كاربرد جنبه تأكيد دارد؛ چرا كه تنها در مواضع خاصّى از اين ويژگى استفاده مى شود؛ «گفت: يا رسول اللّه ! من مى ترسم كه مبادا كه من منافق باشم!» (١/١٣٤) ٣. ٣. به كار بردن ضمير منفصل شخصى «ايشان» (ضمير سوم شخص غايب) به جاى «آنها» و «آنان»: «در هر وقتى و حينى و عصرى ايشان را فرو نگذاشت از انواع الطاف» (١/١)؛ نيز: «ايشان اهل بهشت اند، ايشان هميشه در اينجا باشند» (١/٢٣٣). اين كاربرد تنها به جهت احترام و بزرگداشت نيست؛ چرا كه در مقام توبيخ و تنبيه و فروداشت نيز استعمال شده است: «اولا يعلمون» [١] ؛ ايشان نمى دانند «أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُون» [٢] كه خداى داند آنچه ايشان پنهان دارند و آنچه را آشكاره دارند» (١/٢٣٢)؛ نيز: «واى ايشان را از آنچه نوشت دستهاى ايشان و واى بر ايشان از آنچه مى اندوزند» (همان). شيخ ابوالفتوح گاه بى هيچ قيد و بندى، آزادوار به تكرار اين ضمير دست زده
[١] تاريخ ترجمه از عربى به فارسى (ترجمه هاى قرآنى)، آذرتاش آذرنوش، تهران، سروش، ١٣٧٥.[٢] بقره (٢): آيه ٧٧.