مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٨
و طاووس عن ابن عبّاس كه واو فى قوله: «وَ الرّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» واو استيناف است و وقف كردند عِنْد قوله: «إلاّ اللّه » ، و گفتند: كلام تمام شد اينجا، و معنى آيت آن است كه تأويل آيات متشابه كس نداند مگر خداى (عزّوجلّ) فامّا راسخان علم گويند: آمَنّا بِهِ؛ چنان كه «وَ الرّاسِخُونَ» مبتدا باشد و «يقولون» خبر او بود». [١] آن گاه پس از ذكر ادلّه اين دسته، مى نويسد: «اين قول قريب باشد، و اين قول اختيار كسايى و فرّا و مفضّل بن سَلَمه و محمّد بن جرير است». [٢] سپس مى نويسد: «و قولى دگر در نظم آيت آن است كه مجاهد گفت و ربيع و محمّد بن جعفر الزّبيرُ قُتَيْبى كه: واو فى قوله: «وَ الرّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» واو عطف است، و معنى آيت آن است كه خداى تعالى گفت: تأويل متشابه كس نداند، مگر كه من كه خداام و راسخان ثابت قدمان در علم، و قوله: يقولون، در محلّ حال باشد از ايشان و معنى آن بُوَد كه: ايشان دانند و با آنكه دانند، مى گويند: «آمَنّا بِهِ» ، تا مدح باشد ايشان را به دو وجه: يكى تحصيل علم به متشابه، يكى انقياد و استسلام». [٣] آن گاه به ذكر شواهدى كه اين دسته بر اثبات نظر خود اقامه مى كنند، مى پردازد و در پايان هم نظر سيّد مرتضى علم الهدى را نقل مى كند كه: «و وجهى ديگر آنكه: در آيت، مرتضى علم الهدى (قَدَّسَ اللّه رُوحَهُ) گفت: بر آن طريقه كه واو استيناف باشد، نه بر آن وجه كه ايشان گفتند، و آن، آن است كه آيات متشابه بيشتر آن بود كه محتمل بود وجوه بسيار را، چون هُدى و ضلال و مانند آن، بر مأوِّل آن باشد كه هر وجه كه محتمل بود در لغت و مطابق بود ادلّه عقل را و آيات
[١] رَوْضُ الجنان و رَوحُ الجنان فى تفسير القرآن، ج ٤، ص ١٨٠، چاپ آستان قدس رضوى، به كوشش و تصحيح دكتر محمّدجعفر ياحقى و دكتر محمدمهدى ناصح.[٢] همان، ص ١٨١.[٣] همان.