مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٣٥
شعرها به شيخ قوى تر مى گردد. اينك آن اشعار: ١. در صفحه ٣٣٩، جلد اول در تفسير آيه: «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ» [١] گويد: «و از شأن منافق اين بود كه دو روى و دو زبان باشد. دو روى دارد: يكى با تو و يكى با خصم تو، دو زبان دارد: يكى با تو و يكى با دشمن تو. مَن كانَ كالطَّرسِ ذاوَجهين من سفهٍوذا السانينِ فيما قالَ مِن كَلِم فَسَوَّدَنْ وَجْهُهُ كالطَّرسِ مُحتَسِباًواضرِب عِلاوتَهُ بِالسَّيفِ كَالقَلَمِ ترجمه: هر كه چون كاغذ و قلم باشددو زبان و دو روى گاه سخن همچو كاغذ سياه كن رويشچو قلم گردنش به تيغ بزن ملاحظه مى شود كه اين قطعه در نهايت سادگى و عذوبت ساخته شده و تشبيهى كه در آن به كار رفته، زيبا به نظر مى رسد و مى توان آن را به يكى از شاعران قرن پنجم و يا ششم منسوب دانست. ٢. در صفحه ٤٣٠ از مجلّد اول در تفسير آيه: «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ» [٢] به تقريبى رباعى ذيل را، كه ترجمه و معنى آيه را متضمّن باشد، آورده: «شاها همه فتح در سر رايت توستوين نادره بازپسين غايت توست هرچند كه لشكر عدو بى عدد استكم من فئةٍ قليلةٍ آيت توست» اين رباعى نسبت به اشعار ديگرى كه ذكر شده، پرمايه تر است و پختگى و ورزيدگى شاعر را در نظم آن آشكار مى كند، مخصوصاً با تركيب قسمتى از آيه قرآن ذوق و استعداد و شايستگى خود را در تلفيق آن با شعر پارسى نشان داده؛ ترتيب ذكر عدو و عدد كه نوعى از جناس است، نشان دهنده اطلاعات ادبى سراينده آن است.
[١] بقره (٢): آيه ٢٠٤.[٢] بقره (٢): آيه ٢٤٧.